امام خمینی در روایت علامه جعفری
امام كسي است كه فرموده است: من در عمرم جز از خداوند متعال از كسي نترسيدهام. اين است كه ايشان از قدرت شخصيتي با اهميتي برخوردار بودهاند و همين اقتدار باعث شده بود كه حوادث روزگار از دوران مدرسي در حوزه علميه قم تا ساليان آخر زندگاني ايشان كه پر از تلاطم هاي سخت بوده است، نتوانسته بود تزلزلي در آن شخصيت به وجود بياورد
در اينجا ميخواهم به يك نكته بسيار مهم اشاره كنم و آن اين است كه ثبات روحي و قدرت شخصيتي كه ايشان در اوج مرجعيت و مطرح بودن در جوامع امروزي داشت، ميتواند براي كساني كه ميخواهند در آينده متصدي مقام مرجعيت شوند، هشدار دهنده و ارائه طريقي با اهميت بوده باشد كه در مراجع گذشته عالم تشيع همواره مراعات شده است. بايد دانست كه اين مقام حساس يك حرفه معمولي نيست كه هر كسي بتواند با فرا گرفتن مقداري از اصول و قواعد و مسائل، شايسته تصدي آن باشد.
هر فقيه و حديث شناس آگاه كه از فقه الحديث برخوردار بوده باشد، ميداند كه مضمون روايت بسيار معروف «و اما من كان من الفقهاء صائنالنفسه، حافظا لدينه، مخالفا لهواه، مطيعا لامر مولاه، فللعوام ان يقلدوه» بالاتر از مضمون موثقه عبدالله بن ابي يعفور درباره عدالت است كه اتيان واجبات و ترك محرمات و اتصاف به ستر و عفاف را براي عدالت بيان مينمايد. يعني عدالتي كه در شرايط تقليد آمده است عدالت را در آن حدي از تقوي معرفي مينمايد كه خويشتن داري و مخالفت با هوي را به اضافه آنچه كه در موثقه عبدالله بن ابي يعفور آمده است، شرط تقليد معرفي ميكند.
**اين بيت بسيار پرمعنا را در نظر بگيريم كه ميگويد:

