قطعنامه 598 به روايت رهبر انقلاب

                                                   

رهبري كشور و انقلاب در يك لحظه يك موضعي را بخاطر مصلحت، اسلام و مسلمين اتخاذ مي‌كند كه دنيا در مقابل اين موضعگيري ‌متحير مي‌ماند. اين شجاعت از شجاعت در جنگ بالاتر است.

هنگام پذيرش قطعنامه 598 مقام معظم رهبري علاوه بر مسئوليت رياست جمهوري، امامت جمعه تهران را نيز بر عهده داشتند(كه هنوز هم ايشان به به طور رسمي امام جمعه دائم تهران مي باشند). چهار روز پس از پذيرش قطعنامه در 27 تير ماه سال 1367، آيت الله خامنه اي اولين نماز جمعه پس از اين حادثه را امامت فرمودند و در دومين خطبه اين نماز جمعه تاريخي، تحليل مشروح و مبسوطي از مسائل مربوط به قطعنامه 598 ارائه فرمودند كه پس از گذشت 20 سال از آن روزها بسيار خواندني و مفيد به فايده است:

ادامه نوشته

آمار شهدای دفاع مقدس

 

آن‎چه كه دفاع هشت ساله ملت ما را در مقابل ارتش عراق از دیگر جنگ‎ها متمایز می‎كند، حضور گسترده و داوطلبانه مردم ایران در صحنه‎های نبرد است. در دفاع از مرزهای هر كشوری این فقط وظیفه ارتش و نیروهای مسلح آن كشور است كه از كیان و خاك میهن به دفاع بپردازد اما در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آن‎چه كه بیشتر از هر موضوع دیگر نمود عینی داشت حضور اقشار مختلف مردم خصوصاً دانش آموزان و دانشجویان مسلمان كشور بود.
این نمود قبل از هر چیز در میزان شهدای دفاع مقدس كه سال‎ها بعد از جنگ توسط بنیاد شهید ارائه شد، مشهود است.
آمار شهدای دفاع مقدس 188 هزار و 15 نفر است كه از این تعداد 235/171 نفر در جبهه‎های جنگ و 780/16 نفر بر اثر حملات هوائی و توپ خانه‎ای دشمن به شهرها و مناطق مسكونی به شهادت رسیده‎اند.
تعداد 770/132 نفر از شهدا مجرد (71%) و مابقی متأهل بوده‎اند ـ 44% شهدا در گروه سنی 16 تا 20 سال و 30% در گروه سنی 21 تا 25 سال ـ 8% در گروه سنی 26 تا 30 سال و ما بقی در سایر گروه‎های سنی قرار دارند.
میانگین سن شهدا در زمان شهادت در حدود 23 سال بوده است و شهدای 20 ساله نسبت به سایر سنین بیشترین نسبت را داشته‎اند.
از شهدای دفاع مقدس 45 درصد بسیجی 19 درصد نیروهای سپاه (وظیفه و كادر) 23 درصد نیروهای كادر و وظیفه ارتش 8/2 درصد از نیروهای انتظامی و 3/1 درصد از نیروهای جهاد سازندگی بوده‎اند.
وضعیت شغلی شهدا در زمان شهادت به این گونه بوده است:
3/45 درصد شهدای دارای شغل نظامی و انتظامی
2/9 درصد مشاغل كشوری
5/18 درصد دانش آموز
3/1 درصد روحانی
1/18 درصد مشاغل آزاد
2/1 درصد دانشجو

متن کامل قطعنامه 598 سازمان ملل متحد


                                 

تاریخ صدور قطعنامه: 1 مرداد 1366
تاریخ قبول آن توسط ایران: 27 تیر 1367
تاریخ تصویب نهایی به اتفاق آرا: 29 تیر 1367
متن انگلیسی قطعنامه از سایت رسمی سازمان ملل متحد: اینجا

با تأیید مجدد قطعنامه ۵۸۲ (۱۹۸۶)، با ابراز نگرانی عمیق از اینکه با وجود درخواستهایش برای آتش بس، منازعه بین جمهوری اسلامی ایران و عراق با تلفات سنگین تر انسانی و ویرانیهای بیشتر همچنان ادامه دارد، با ابراز تأسف از آغاز و ادامه این منازعه، همچنین با ابراز تأسف از بمباران مراکز کاملاً مسکونی غیرنظامی، حملات به کشتیهای بی طرف یا هواپیماهای مسافربری، نقض حقوق بین الملل درباره بشر دوستی و سایر حقوق مربوط به درگیریهای مسلحانه،و به ویژه، به کار بردن سلاحهای شیمیایی که بر خلاف تعهدات مذکور در پروتکل ۱۹۲۵ ژنو می‌باشد.

 

با ابراز نگرانی عمیق از اینکه تشدید و گسترش بیشتر منازعه ممکن است وقوع یابد، با اتخاذ تصمیم به پایان دادن به کلیه عملیات نظامی بین ایران و عراق، با اعتقاد به اینکه [منازعه] بین ایران و عراق باید به نحو جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار حل شود،با یادآوری مجدد مقررات منشور ملل متحد، و به ویژه تعهد کلیه کشورهای عضو که اختلافات بین المللی خود را از راههای مسالمت آمیز و به گونه‌ای که صلح و امنیت بین المللی و عدالت دچار مخاطره نگردد حل نمایند.

 

با احراز این امر که نقض صلح در مورد منازعه بین ایران و عراق وجود دارد، با اقدام بر اساس مواد ۳۹ و ۴۰ منشور ملل متحد:

 


۱- آمرانه می‌خواهد که ایران و عراق به عنوان نخستین گام در راه حل اختلاف از طریق مذاکره، آتش بس فوری را رعایت نمایند، کلیه عملیات نظامی را در زمین، دریا و هوا قطع کنند کلیه نیروها را بدون درنگ به مرزهای شناخته شده بین المللی باز گردانند؛

 

۲- از دبیر کل درخواست می‌کند که گروهی از ناظران سازمان ملل متحد را برای تأیید، تحکیم و نظارت بر آتش بس و عقب نشینی اعزام دارد و همچنین درخواست می‌کند که دبیر کل [در اجرای این امر] ترتیبات لازم را با مشورت با طرفین فراهم آورد و گزارش آن را به شورای امنیت تسلیم دارد،

 

۳- مصراً می‌خواهد که اسیران جنگی پس از قطع عملیات خصمانه، بر طبق کنوانسیون سوم ژنو در ۱۲ اوت ۱۹۴۹ بدون درنگ آزاد شوند و به کشورهای خود باز گردند؛

 

۴- از ایران و عراق می‌خواهد که در اجرای این قطعنامه و در کوشش‌های میانجیگری برای دستیابی به یک راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول دو طرف درباره کلیه مسائل مهم، بر طبق اصول مندرج در منشور ملل متحد با دبیر کل همکاری نمایند؛

 

۵- از کلیه کشورهای دیگر می‌خواهد که نهایت خویشتن داری را به عمل آورند و از هر اقدامی که ممکن است منجر به تشدید و گسترش بیشتر منازعه گردد خودداری کنند و بدین ترتیب، اجرای قطعنامه حاضر را تسهیل نمایند؛

 

۶- از دبیرکل درخواست می‌کند که با مشورت با ایران و عراق، مسئله ارجاع تحقیق درباره مسئولیت منازعه به هیأت بی طرف را بررسی نمایند و هر چه زودتر به شورای امنیت گزار شدهند؛

 

۷- با تصدیق ابعاد عظیم خساراتی که در طول منازعه وارد شده و ضرورت تلاشهای بازسازی با کمک‌های مناسب بین المللی پس از خاتمه منازعه، از دبیر کل درخواست می‌کند که گروهی از کارشناسان را برای بررسی مسئله بازسازی تعیین و به شورای امنیت گزارش کند؛

 

۸- همچنین از دبیرکل درخواست می‌کند با مشورت با ایران و عراق و سایر کشورهای منطقه، راههای افزایش امنیت و ثبات منطقه را بررسی کنند؛

 

۹- از دبیر کل درخواست می‌کند که شورای امنیت را در مورد اجرای این قطعنامه آگاه سازد؛

 

۱۰- تصمیم می‌گیرد که در صورت لزوم برای بررسی اقدامات دیگر به منظور تضمین اجرای این قطعنامه تشکیل جلسه دهد.

دلايل پايان جنگ ايران و عراق از زبان هاشمی رفسنجانی

                     

 دفتر آقای هاشمي رفسنجاني نامه حضرت امام خميني درباره پذيرش قطعنامه 598 خطاب به مسوولان لشكري و كشوري را  در سال ۱۳۸۵پس از 18 سال منتشر كرد.
    
    
    اين نامه پس از آن منتشر شدكه از چند سال پيش پس از يكي از سخنراني هاي هاشمي رفسنجاني و مصاحبه محسن رضايي فرمانده سابق سپاه بحث نظرات متفاوت سياسيون و نظاميون درخصوص پايان جنگ تحميلي مطرح شد.امسال در هفته دفاع مقدس محسن رضايي و هاشمي رفسنجاني در گفت و گوهايي كه داشتند به برخي موارد در تاريخ جنگ از جمله نحوه پايان بخشيدن جنگ اشاره كردند كه البته روايت اين دو متفاوت بود. محسن رضايي در مصاحبه اي با روزنامه اعتماد ملي كه در روزهاي آغازين دفاع مقدس منتشر شد درباره پذيرش قطعنامه از سوي امام گفت: در آن مقطع نظامي ها ديگر دخالت نداشتند و بحث هايي بود كه در تهران بين آقاي هاشمي و حضرت امام راحل صورت مي گرفت. آقاي هاشمي بعد از اينكه عراق تا مرزهاي بين المللي پيش آمد به امام گفتند كه اگر جنگ را تمام نكنيم ارتش عراق دوباره خوزستان را مي گيرد اما امام مقاومت مي كردند ولي يك روز بعد امام نيز قبول كردند و قطعنامه 598 را پذيرفتند. چند روز پس از انتشار اين مصاحبه، گفت و گوي هاشمي رفسنجاني با روزنامه همشهري منتشر شد كه در آن او به نامه محسن رضايي اشاره كرده و گفته بود: از لحاظ ابزار جنگ هم آقاي محسن رضايي نامه اي به امام نوشت و تجهيزات متعددي از جمله چند صد هواپيما و تعداد زيادي توپ و تانك خواست، از طرفي صدام اجازه گرفته بود كه بمباران شيميايي شهرهاي ما را مثل شلمچه شروع كند.هاشمي رفسنجاني پس از روايت دلايل ديگر پايان جنگ گفته بود: من از حلبچه به جلسه سران سه قوه آمدم و در آنجا به اجماع رسيديم كه جنگ را تمام كنيم. خدمت امام رسيديم و بحث طولاني صورت گرفت. پذيرش پايان جنگ براي امام سخت بود. در مقابل محسن رضايي مي گويد: در حقيقت، يكي از دلايلي كه حضرت امام در مورد پايان جنگ تصميم گرفتند، نامه اي بود كه من به آقاي هاشمي نوشته بودم. البته من هيچگاه به امام نامه ننوشته بودم. دليلش هم آن بود كه من آن منابع و تجهيزاتي را كه تقاضا كرده بودم، از امام نبود، چون مي دانستم كشور مي تواند تقاضاي ما را جبران كند. به همين دليل، به امام نامه ننوشتم، بلكه به خود مسوولان نوشتم، چرا كه آنان مسوول تامين مايحتاج جنگ بودند؛ نامه من و آقاي خاتمي كه آن موقع وزير ارشاد بود و صحبت هاي آقاي ميرحسين كه نخست وزير بود و نامه هاي فرماندهان ارتش، اينها در تصميم گيري امام در اينكه قطعنامه 598 را بپذيرند، موثر بود. محسن رضايي اين نكته كه در نامه اش پيشنهاد پايان جنگ را به حضرت امام داده باشد رد مي كند و مي گويد: نه. من در نامه ام نوشته بودم كه ما جنگ را نبايد براي يك عمليات برنامه ريزي كنيم، چرا كه با اين كار، جنگ به پايان نمي رسد.
    
    

ادامه نوشته

امام (ره) و چرايي پايان جنگ تحميلي با قطعنامه 598  

                                                     

پرسش از پايان جنگ  در واقع به علت آن معطوف نمي باشد; زيرا هر جنگي در نهايت به پايان مي رسد. اين پرسش از ملاحظات ديگري از جمله نحوه پايان جنگ و مقايسه آن با وضع ديگري كه مي توانست جنگ در بستر آن به پايان برسد متاثر است. اينگونه استدلال مي شود كه اگر قرار بود جنگ با راه حل سياسي پايان پذيرد چرا اين اقدام پيش از اين به ويژه پس از فتح خرمشهر انجام نشد هچنين تغيير موقعيت نظامي ايران در ماه هاي پاياني جنگ و پذيرش قطعنامه 598 يك سال پس از تصويب آن اين سوال را مطرح كردكه چرا قطعنامه 598 همزمان با تصويب آن در تيرماه 1366 پذيرفته نشد
به اين سوال بدين گونه مي توان پاسخ گفت كه پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران اساسا متاثر از تحولات نظامي در ماه هاي پاياني جنگ بود كه به نحو غير منتظره اي موازنه را به زيان ايران و به نفع عراق تغير داد. اين موضوع به همان اندازه كه در تغيير موضع ايران براي پايان دادن به جنگ تاثير داشت در مطرح كردن پرسش درباره نحوه پايان جنگ نيز اثر گذاشت. منش و بينش سياسي امام خميني (ره) و فرصت شناسي ايشان با توجه به اوضاع داخلي و بين المللي در پذيرش قطعنامه از مهم ترين علل قبول قطعنامه 598 بود. نظر به اينكه ماهيت سياست عراق و حاميانش خنثي سازي و مهار تهاجمات ايران بود. در نتيجه به هر نحو از پذيرش برتري ايران و ارائه امتياز به آن خودداري مي كردند. و همين سياست تا اندازه اي در طولاني شدن جنگ موثر بود. در حاليكه امتياز دادن به ايران و متقاعد ساختن اين كشور مي توانست براي پايان بخشيدن به جنگ كمك نمايد چنان كه تصويب قطعنامه 598 واكنش مثبت ايران را به دنبال داشت 1.
ايران قطعنامه را رسما نپذيرفت ولي آن را رد نيز نكرد و عملا همكاري با دبيركل سازمان ملل را آغاز كرد. تا علاوه بر چانه زني براي جابجايي بندهاي قطعنامه اجرا شدن آن را ممكن سازد. حاصل اين همكاري اين بود كه به محض آنكه ايران قطعنامه 598 را پذيرفت امكان اجراي آن فراهم شد و تنها ترديد عراق در پذيرش قطعنامه و حمله مجدد به ايران اجراي آن را به تاخير انداخت

 

ادامه نوشته

علل تجاوز عراق و شروع جنگ تحمیلی

                                                                

مقدمه 

جنگ هشت ساله که با تحریک و حمایت همه جانبه استکبار جهانی، توسط رژیم بعثی عراق بر مردم ایران تحمیل شد، تنها محدود به خطوط مقدم جبهه ها نبود، بلکه تمام سرزمین اسلامی ما اعم از شهرها و روستاها را در برگرفت.

از آن جا که نظام جمهوی اسلامی در تعارض مستقیم با قدرت های سلطه گر قرار داشت، لذا از همان ابتدا با مقابله ی جدی آنان مواجه شد که به عنوان مثال: می توان به کودتاها عملیات های براندازی، درگیری های داخلی و شورش های محلی در قالب ادعای خودمختاری ها اشاره کرد.

در جریان یک مبارزه ی سیاسی در مقابل پناهندگی شاه به آمریکا، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان پیرو خط امام در آمد. این واقعه شکل جدیدی به رویارویی ایران با این قدرت استکباری بخشید، امریکا تاب چنین تحقیری را نداشت، لذا با حمله ی نظامی به طبس تلاش کرد این حقارت را جبران نماید لیکن به صورتی مفتضحانه شکست خورد. از این رو امریکا در یک بررسی منطقه ای جهت مهار گسترش انقلاب اسلامی و نیز جبران شکست های پی در پی خویش، ابتدا اقدام به تحریک اقتصادی و تسلیحاتی ایران نمود و سپس توسط رژیم بعثی عراق به عملیات نظامی علیه ایران پرداخت.

در عراق نیز صدام با روحیه ی قدرت طلبی و سلطه گری، حسن البکر را طی کودتایی از صحنه قدرت راند و با طمع رهبری جهان عرب و پر کردن خلأ قدرت در منطقه و به دست آوردن امتیازات از دست داده در قرارداد 1975، خود را به عنوان وسیله ای که غرب می تواند توسط او به اهداف سلطه گرانه اش دست یابد معرفی کرد. لذا در اولین اقدام به سرکوبی شیعیان عراق دستزد و هم زمان به بمب گذاری در تأسیسات  نفتی ایران توسط گروه های ضد انقلاب مبادرت نمود. در عین حال جنگ تبلیغاتی شدیدی علیه ایران اسلامی آغاز کرد و در تلویزیون دولتی به بهانه بازپس گیری سه جزیره ی ابوموسی و تنب های بزرگ و کوچک، حملات مستقیم و غیرمستقیم تبلیغاتی را متوجه ایران کرد و سرانجام پس از یک دوره مذاکرات مسؤولین عراقی با مسؤولین آمریکایی و حضور برخی فرماندهان ارشد نظام شاه در عراق، وزارت امور خارجه آن کشور به صورت رسمی در 26/6/59، طی یادداشتی قرارداد 1975، الجزایر را لغو نمود و ارتش عراق نیز در تاریخ 31/6/1359، حمله سراسری خود را آغاز کرد.

ادامه نوشته

جنگ تحمیلی دشمنان و دفاع مقدس ما

                                                                        

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام

دیروز(۳۱شهریور) سالگرد آغاز جنگ تحمیلی بود جنگی که صدام شروع کننده آن بود و کشورهای غربی مدعی حقوق بشر حمایتش کردند تا بلکه به اهداف از پیش تعیین شده شان برسند .

جنگ زمانی شروع شد که ملت ایران با انقلاب خود به رهبری حضرت امام خمینی (ره) رژیم دیکتاتوری طاغوت را از میان برداشته و نظام اسلامی را در کشورمان حاکم کردند و این به مذاق نظام سلطه خوش نیامده و علی رغم شعارهای فریبنده ای همچون صلح ، دوستی ، حقوق بشر و… با حمایت همه جانبه از صدام جنگ را برما تحمیل کردند و به خیال خود و براساس برآورد سازمانهای امنیتی شان مخصوصاً سیا (CIA)در عرض چند هفته کار را یکسره کرده و انقلاب اسلامی را در نطفه خفه و ایران را به تصرف در می آورند .ذهی خیال باطل!

جنگ تحمیلی با تمام فراز و نشیبهایش و همه خصوصیاتش پایان یافت و بعد از آن عده ای عمداً خواستند و تلاش کردند تا این دوران به فراموشی سپرده شود و هرجا که سخن از جنگ شد ، گوینده را جنگ طلب معرفی کردند و اجازه ندادند تا واقعیتهای جنگ برای مردم بازگو شود . ۲۰سال از پایان جنگ می گذرد و حماسه سازان آن دوران طلائی گوشه نشین شده اند و خاطرات آن ایام هم به مرور زمان از ذهنها محو شده و می گردد .

راستی چرا عده ای به دنبال عبور از جنگ بوده و هستند؟

 

 

ادامه نوشته

نيروي هوايي عراق چگونه رؤياهاي صدام را بر باد داد؟

                            

رژيم بعثي صدام در تجاوز همه‌جانبه خود به ايران در سال 1359 به شدت به نيروي هوايي خود مي‌باليد. در محاسبات سردار نگون‌بخت قادسيه، نيروي هوايي عراق از برگ‌هاي برنده بعثي‌ها در جنگ عليه ايران بود.
با افشاي بخش ديگري از اسناد جنگ تحميلي،گوشه‌هاي ديگري از زواياي پنهاني و حمله گسترده صدام به ايران افشا شد.
برابر اسناد منتشره در انگلستان و توسط يكي از خلبانان ارشد نيروي هوايي عراق، صدام كه از نيروي هوايي قوي‌ خود در آغاز جنگ تحميلي بسيار مطمئن بود، همواره اين مطلب را يادآور مي‌شد كه نيروي هوايي ايران به دليل پيروزي انقلاب اسلامي،اعدام برخي فرماندهان آن، تسويه بعضي خلبانان و نداشتن قطعا يدكي و خروج مستشاران آمريكايي از توان عملياتي خارج است و نيروي هوايي عراق مي‌تواند يكه‌تاز نبردها باشد.

بخش اعظم مستشاران شوروي سابق در آن زمان در نيروي هوايي عراق مشغول آموزش و خدمات فني انواع هواپيماي سوخو،ميگ،ايلوشين، ماياشوف و توپولف بودند. آنان با دريافت دستمزد‌هاي كلان عملا نيروي هوايي عراق را اداره مي‌كردند.

با آغاز جنگ تحميلي در همان هفته‌هاي اول معلوم شد صدام همان‌گونه كه از آغاز جنگ دچار اشتباه شده بود در نبرد هوايي _ دريايي حرفي براي گفتن ندارد و آموزش‌هاي روس‌ها نتوانسته است بخش عمده‌اي از انتظارات صدام را برآورده كند.
ادامه نوشته

چرايي آغاز جنگ تحميلي

                    

برخي مي گويند صدام دست به يك حمله پيش دستانه تمام عيار عليه جمهوري اسلامي ايران زد تا از صدور امواج انقلاب اسلامي به مردم عراق كه اكثرا مسلمان و شيعه هستند جلوگيري كند و با درگير كردن مردم اين كشور در يك جنگ گسترده، آنان را از الگوگيري و پيروي از انقلاب اسلامي باز دارد تا ساكنان بين النهرين خواستار برپايي حكومت اسلامي در عراق به سبك ايران نشوند و از سرنگوني رژيم ديكتاتوري حاكم بر آن كشور جلوگيري شود. برخي ديگر اظهار مي دارند، صدام شرايط تغيير رژيم شاهنشاهي در ايران را فرصت مناسبي براي تغيير شرايط تاريخي ژئوپلتيكي عراق مي دانست و مي خواست با تصرف استان خوزستان ايران و تسلط بر اروندرود، راه مطمئن خود را به دريا و آبهاي آزاد باز كند و قدرت سرزميني كشورش را افزايش دهد. نظر ديگري مي گويد صدام مي خواست رهبري جهان عرب را در شرايط افول رهبري مصر به دليل سازش با اسرائيل به دست گيرد و در رقابت با عربستان و مصر خود در راس جامعه عرب قرار گيرد.با توجه به آن كه در آن هنگام خيزش مردم ايران و پيام انقلاب اسلامي بيش از هر چيز شاهان فاسد عرب را در چشم مردم خود بي ارزش كرده و امكان افزايش مطالبات مردم عرب در برپايي حكومت هاي مردمي و غيروابسته به امريكا را به وجود آورده بود، سران كشورهاي عربي تمايل داشتند يك كشور عربي همسايه ايران كه فقط عراق بود با شروع جنگ، ايران را به خود مشغول كند تا انقلاب اسلامي در آن كشور محصور شده، مردم عرب نتوانند زيبايي هاي يك نهضت مردمي اسلامي را ببينند و در نتيجه شاهان و اميران عرب بتوانند به حكومت هاي خود بدون نياز به مردم ادامه دهند. برخي ديگر معتقدند اصولا امريكا پشت صحنه تصميم صدام قرار داشت.

ادامه نوشته

آغاز جنگ تحمیلی و هفته دفاع مقدس

                                                      

در۳۱شهریور سال  1359 رژیم بعثی عراق که در پی ایجاد تشنج در منطقه بود و قصد داشت معاهده 1975 الجزایر را زیر پا بگذارد  با  هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران جنگ ناجوانمردانه ای  را علیه  کشورمان  آغاز کرد، که تنها آغاز جنگ با او بود ، چراکه در این راه بسیاری از کشور های غربی به کمک این رژیم شتافتند و ضربه زدن به  نظام اسلامی ایران را سرلوحه سیاست خارجی خود قرار دادند . صدام حسین رئیس جمهور عراق ، قبل از آغاز رسمی جنگ با ظاهر شدن در برابر دوربین های تلویزیون عراق  قرار داد 1975را پاره  و عملا آن را بطور یک جانبه فسخ کرد  . البته تحرکات نظامی عراق علیه ایران از سال 1358 آغاز شده بود و لیکن این تحرکات  در ابتدا ضعیف بود . بروز حوادثی  چون  تصرف سفارت آمریکا درتهران به دست دانشجویان پیرو خط امام  ،  شکست حمله نظامی آمریکا در طبس که برای آزاد سازی گروگانها انجام گرفته بود ،  روی کار آمدن صدام حسین در عراق و  روحیه قدرت طلبی و سلطه گری او  به منظور کسب امتیازات از دست داده در قرارداد 1975و نیز دستگیری و اعدام آیت الله محمد  باقر صدر از جمله عوامل و حوادثی بود که رژیم بعثی را برآن داشت تا به جمهوری اسلامی ایران حمله کند

ادامه نوشته