نيروي هوايي عراق چگونه رؤياهاي صدام را بر باد داد؟
رژيم بعثي صدام در تجاوز همهجانبه خود به ايران در سال 1359 به شدت به نيروي هوايي خود ميباليد. در محاسبات سردار نگونبخت قادسيه، نيروي هوايي عراق از برگهاي برنده بعثيها در جنگ عليه ايران بود.
با افشاي بخش ديگري از اسناد جنگ تحميلي،گوشههاي ديگري از زواياي پنهاني و حمله گسترده صدام به ايران افشا شد.
برابر اسناد منتشره در انگلستان و توسط يكي از خلبانان ارشد نيروي هوايي عراق، صدام كه از نيروي هوايي قوي خود در آغاز جنگ تحميلي بسيار مطمئن بود، همواره اين مطلب را يادآور ميشد كه نيروي هوايي ايران به دليل پيروزي انقلاب اسلامي،اعدام برخي فرماندهان آن، تسويه بعضي خلبانان و نداشتن قطعا يدكي و خروج مستشاران آمريكايي از توان عملياتي خارج است و نيروي هوايي عراق ميتواند يكهتاز نبردها باشد.
بخش اعظم مستشاران شوروي سابق در آن زمان در نيروي هوايي عراق مشغول آموزش و خدمات فني انواع هواپيماي سوخو،ميگ،ايلوشين، ماياشوف و توپولف بودند. آنان با دريافت دستمزدهاي كلان عملا نيروي هوايي عراق را اداره ميكردند.
با آغاز جنگ تحميلي در همان هفتههاي اول معلوم شد صدام همانگونه كه از آغاز جنگ دچار اشتباه شده بود در نبرد هوايي _ دريايي حرفي براي گفتن ندارد و آموزشهاي روسها نتوانسته است بخش عمدهاي از انتظارات صدام را برآورده كند.
نيروي هوايي ايران از مهرماه 59 ضربات خردكنندهاي بر تأسيسات و هواپيماهاي نيروي هوايي عراق وارد كرد. عراق در انهدام پايانههاي نفتي خارك ناكام مانده بود و خلبانان ترسوي عراق فقط اهداف غيرنظامي را مورد حمله قرار ميدادند كه نمونه آن در اوايل جنگ و در بمباران مدرسه ياسمي كرمانشاه و قتل عام دانشآموزان بيگناه اين مدرسه ديده شد. پس از گذشت دوسال از آغاز جنگ، صدام كه از وضعيت نيروي هوايي خود به شدت نگران بود به فرماندهان خود دستور داد اين نيروها را سازماندهي كنند.
برابر گزارشهاي محرمانهاي كه وزارت دفاع عراق و ستاد بازرسي گارد رياستجمهوري صدام به وي داده بودند ضعف آموزش نظامي و ترس خلبانان عراق دوعامل اساسي عقبماندگي نيروي هوايي عراق بود و از دست رفتن تعداد زيادي از هواپيماها نيز آنان را وادار كرده بود براي ورود هواپيماهاي جديد به صدام مشاوره بدهند.
با آزادسازي خرمشهر و بازگشت ورق جنگ به سود ايران، صدام از قدرتهاي جهاني كه به شدت از وي پشتيباني ميكردند كمك خواست و در اين راستا هواپيماهاي سوخو و ميگهاي جديد وارد عرصه نيروي هوايي عراق شد. آموزش خلبانان عراق نيز با سرعت بيشتري ادامه يافت و صدام دستور داد كه خلبانان عراقي براي طي دورههاي آموزشي به اروپا اعزام شوند.
اسپانيا به عنوان يكي از مقاصد اصلي خلبانان جديد و جوان عراق در نظر گرفته شد و پس از دو سال آموزشهاي فشرده و بازنگري در نيروي هوايي عراق و تجديدساختار پدافند زمين به هوا، بار ديگر، اين نيرو با كمك برخي كشورهاي عرب مرتجع منطقه و قدرتهاي جهاني جاني دوباره گرفت. هواپيماهاي عراق در اين دور جديد از بازده عملياتي بهتري برخوردار بودند، اما نيروهاي زميني ايران با انهدام بيش از 100 فروند هواپيماي عراق در كربلاي 5 و والفجر 8 بار ديگر نشان داد نيروي هوايي عراق به جاني دوباره نياز دارد؛ بنابراين، آموزشها شدت يافت و از هواپيماهاي بسيار پيشرفته استفاده شد.
در اين راستا هواپيماهايي چون ميگ 27 و 25 از شوروي سابق به نيروي هوايي عراق تحويل داده شد. فرانسه نيز ميراث اف - 1 و هواپيماي سوپراستاندارد را تقديم بعثيها كرد.
برابر اسناد منتشره در انگلستان و توسط يكي از خلبانان ارشد نيروي هوايي عراق، صدام كه از نيروي هوايي قوي خود در آغاز جنگ تحميلي بسيار مطمئن بود، همواره اين مطلب را يادآور ميشد كه نيروي هوايي ايران به دليل پيروزي انقلاب اسلامي،اعدام برخي فرماندهان آن، تسويه بعضي خلبانان و نداشتن قطعا يدكي و خروج مستشاران آمريكايي از توان عملياتي خارج است و نيروي هوايي عراق ميتواند يكهتاز نبردها باشد.
بخش اعظم مستشاران شوروي سابق در آن زمان در نيروي هوايي عراق مشغول آموزش و خدمات فني انواع هواپيماي سوخو،ميگ،ايلوشين، ماياشوف و توپولف بودند. آنان با دريافت دستمزدهاي كلان عملا نيروي هوايي عراق را اداره ميكردند.
با آغاز جنگ تحميلي در همان هفتههاي اول معلوم شد صدام همانگونه كه از آغاز جنگ دچار اشتباه شده بود در نبرد هوايي _ دريايي حرفي براي گفتن ندارد و آموزشهاي روسها نتوانسته است بخش عمدهاي از انتظارات صدام را برآورده كند.
نيروي هوايي ايران از مهرماه 59 ضربات خردكنندهاي بر تأسيسات و هواپيماهاي نيروي هوايي عراق وارد كرد. عراق در انهدام پايانههاي نفتي خارك ناكام مانده بود و خلبانان ترسوي عراق فقط اهداف غيرنظامي را مورد حمله قرار ميدادند كه نمونه آن در اوايل جنگ و در بمباران مدرسه ياسمي كرمانشاه و قتل عام دانشآموزان بيگناه اين مدرسه ديده شد. پس از گذشت دوسال از آغاز جنگ، صدام كه از وضعيت نيروي هوايي خود به شدت نگران بود به فرماندهان خود دستور داد اين نيروها را سازماندهي كنند.
برابر گزارشهاي محرمانهاي كه وزارت دفاع عراق و ستاد بازرسي گارد رياستجمهوري صدام به وي داده بودند ضعف آموزش نظامي و ترس خلبانان عراق دوعامل اساسي عقبماندگي نيروي هوايي عراق بود و از دست رفتن تعداد زيادي از هواپيماها نيز آنان را وادار كرده بود براي ورود هواپيماهاي جديد به صدام مشاوره بدهند.
با آزادسازي خرمشهر و بازگشت ورق جنگ به سود ايران، صدام از قدرتهاي جهاني كه به شدت از وي پشتيباني ميكردند كمك خواست و در اين راستا هواپيماهاي سوخو و ميگهاي جديد وارد عرصه نيروي هوايي عراق شد. آموزش خلبانان عراق نيز با سرعت بيشتري ادامه يافت و صدام دستور داد كه خلبانان عراقي براي طي دورههاي آموزشي به اروپا اعزام شوند.
اسپانيا به عنوان يكي از مقاصد اصلي خلبانان جديد و جوان عراق در نظر گرفته شد و پس از دو سال آموزشهاي فشرده و بازنگري در نيروي هوايي عراق و تجديدساختار پدافند زمين به هوا، بار ديگر، اين نيرو با كمك برخي كشورهاي عرب مرتجع منطقه و قدرتهاي جهاني جاني دوباره گرفت. هواپيماهاي عراق در اين دور جديد از بازده عملياتي بهتري برخوردار بودند، اما نيروهاي زميني ايران با انهدام بيش از 100 فروند هواپيماي عراق در كربلاي 5 و والفجر 8 بار ديگر نشان داد نيروي هوايي عراق به جاني دوباره نياز دارد؛ بنابراين، آموزشها شدت يافت و از هواپيماهاي بسيار پيشرفته استفاده شد.
در اين راستا هواپيماهايي چون ميگ 27 و 25 از شوروي سابق به نيروي هوايي عراق تحويل داده شد. فرانسه نيز ميراث اف - 1 و هواپيماي سوپراستاندارد را تقديم بعثيها كرد.
+ نوشته شده در ساعت توسط سعید تکلو
|