انقلاب اسلامى و تأثير آن بر شعر معاصر ايران (قسمت دوم)
اشاره:
انقلاب اسلامى به عنوان يكى از بزرگترين حوادث قرن كانون توجه جهانيان بوده است. انقلاب اسلامى، با ايجاد فضاى تازه اجتماعى و سياسى زمينه آفرينش هنرى و ادبياتى متناسب با فضاى تازه و نيازهاى آن فراهم آورد. در اين مجال چنانچه در شماره پيشين اين مقاله يادآور شديم بر آنيم نيم نگاهى به چگونگى اثرگذارى انقلاب اسلامى به عنوان جريانى سياسى، فكرى و اجتماعى بر محتوا و درون مايه آثار ادبى بويژه شعر بيندازيم.
در قسمت اول اين مقاله درباره ادبيات سالهاى قبل از پيروزى (دهه 50)، ادبيات سالهاى پيروزى و دفاع مقدس (دهه 60) و همچنين درون مايه شعر انقلاب اسلامى در سالهاى جنگ مباحثى را طرح كرديم. در ادامه بررسى درون مايه شعر انقلاب را در اين شماره پى مىگيريم.
مدح اهلبيت (عليهم السلام)
در شعر اين دوره از تاريخ ادبيات فارسى، اهلبيت عصمت و طهارت «عليهمالسلام» جايگاه ويژهاى دارند. كمتر شاعرى را مىتوان تصوّر كرد كه به اين مقوله توجّهى نكرده باشد. شاعر انقلاب، گاهى به خاطر انطباق مسائل جنگ يا حوادث انقلاب با احوال ائمه اطهار ناگزير به تذكّر اين موضوع شده و گاهى ارادت و اخلاص به ساحت ائمه اطهار و مدح و منقبت حضرات معصومين ايجاب كرده است تا به اين موضوع بيشتر پرداخته شود. شعر خط خون از على موسوى گرمارودى يكى از نمونههاى اين اشعار است
درختان را دوست مىدارم
كه به احترام تو قيام كردهاند
و آب را كه مهر مادر توست
خون تو شرف را سرخگون كرده است
شفق، آيينهدار نجابتت
و فلق محرابى
كه تو در آن
نماز صبح شهادت گزاردهاى.
در فكر آن گودالم
كه خون تو را مكيده است
هيچ گودالى چنين رفيع نديده بودم
در حضيض هم مىتوان عزيز بود
از گودال بپرس! شمشيرى كه بر گلوى تو آمد
هر چيز و همه چيز را در كائنات
به دو پاره كرد:
هر چه در سوى تو، حسينى شد
و ديگر سو، يزيدى...
واهمه افول ارزشها بعد از جنگ
از رويكردهاى شعر انقلاب توجه به ارزشها و يادآورى آنهاست. يكى از دغدغههاى شاعران متعهد پس از جنگ توجه دادن مردم به انتقال ارزشها در ميان مردم و گوشزد كردن آنهاست. شاعر اين دوره سعى دارد وجدانهاى به خواب رفته را دوباره بيدار كند. او مىخواهد آنچه را كه در گذشته نه چندان دور هموطنانش براى به دست آوردن آن در اوج مقاومت و ايثار جانفشانى كردند، يادآورى كند. شاعر با اين نگاه ميل به مادى گرايى مردم و پذيرش الگوهاى پوشالى و تو خالى و مدگرايى را تقبيح مىكند. مردمى كه اگر چه از نظر رفاه در وضعيت بهترى نسبت به گذشته زندگى مىكنند ولى به علت تغيير ديدشان و انتقال برخى ارزشها دچار بحران شدهاند.
همچنين بى اعتنايى مرفّهين بىدرد نسبت به دستاوردهاى انقلاب اسلامى و جنگ و بىتوجهى آنها به محرومان، رواج تملّق و چاپلوسى، قدرت يافتن صاحبان ثروت و... از مقولات مورد توجه شاعران انقلاب در اين برهه از تاريخ ادبيات ماست.
شعر «در روزگار قحطى وجدان» و «مولا ويلا نداشت» از عليرضا قزوه دو نمونه از بهترين نمونه اين اشعار است.
در روزگار قحطى وجدان
آن روزها كه فيلَم ياد هندوستان نكرده بود
شعرهايم را در كوزه مىگذاشتم
و آبش را با اجاز مىخوردم
و امروز مىخواهم شاعرى باشم
با شمشير وجدان در دست
و واژههايم را به مؤاخذه بگيرم...
ما با يك سماور برقى متمدّن شديم
و ياد گرفتيم بگوييم:
- مرسى، عالىجناب!
و امسال سال قحطى عاطفه بود
سالى كه آخرين بازماندههاى انورى
ديوانشان را چاپ كردند
و هيچ كس به ريش داران بى ريشه نگفت
بالاى چشمتان ابروست
جنگ كه تمام شد
عموجان فرانك هم از فرانسه برگشت
هنرمندان براى گاو مش حسن رمان نوشتند
و بر اساس يه قل دو قل
آخرين فيلمشان را ساختند
... و باز همان آش و همان كاسه...
بيا بى خيال باشيم
در روزگار چرخشهاى صد و هشتاد درجه
در روزگار جوك و غيبت
... بگذار صغرى سر بچههايش را
با سيراب و شيردان گرم كند
زينب همچنان پيه آب كند
مادر سه شهيد دق كند
امام خون دل بخورد...
عرفان
ادبيات، عرصهاى براى عرضه و طرح ژرفترين انديشهها و بزرگترين دغدغهها و دلمشغولىهاست. از جمله اين انديشههاى ژرف، عرفان است كه حرف دل آدمى است و مبتنى بر زيباترين حالتهاى روحانى و توصيفناپذير انسانى است كه آدمى خود را غرق درياى حق مىداند و بىواسطه حقيقت مطلق را كشف مىكند. اين گستره، آيينه روشن و شفاف احساس و جلوهگاه الهامات و اشراقات و رساترين زبان در ترسيم احوال درونى و انفسى است. علاوه بر توجه بسيارى از شاعران انقلاب به اين مضمون، زيباترين و نابترين اشعار عرفانى اين دوره از ادبيات معاصر متعلق به حضرت امام خمينى «ره» است. هر چند شعر و شاعرى پيشه و انديشه هميشه امام نبوده اما اشعار ايشان سرشار از مضامين بلند عارفانه است و گواه مطالعات عميق و وسيع حضرت امام «ره» در حوزه عرفان فطرى و عملى و شعر فارسى است.
شعر امام شعرى است همراه با شور و سوز و مملو از مضامين تحول آفرين و كمالبخش. او در غزلياتش انسان را از علوم ظاهرى به عرصه علوم معنوى و سرمستىهاى عارفانه فرا مىخواند.
عشقت از مدرسه و حلقه صوفى راندم
بنده حلقه به گوش در خمارم كرد.
ماده عشق
وى روى و ريا را ناساز با عشق حقيقى معرفى مىكند و با دعوت به عمل همراه با خلوص و رضاى حق، رهروان راه عشق را از زهد ريايى بر حذر مىدارد.
رهرو عشقى اگر، خرقه و سجاده فكن
كه به جز عشق تو را رهرو اين منزل نيست
شعر امام «ره» از خنكاى اسلام بهرهمند و از اقيانوس بىپايان قرآن و عترت سرچشمه گرفته است، براى شاهد نمونهاى را مىآوريم:
«ان اللّه اشترى من المؤمنين انفسهم و اموالهم بأنّ لهم الجنّة»؛ «خداوند از مؤمنان جان و مالشان را به بهاى بهشت مىخرد.»
امام مىفرمايد:
جان در هواى ديدن دلدار دادهام
بايد چه عذر خواست متاع دگر نبود.
انتظار
شعر انتظار از موضوعات مورد توجه شاعران انقلاب است. آنها با نظريه اين موضوع كه از اعتقاد قلبىشان به امام زمان «عج» به عنوان آخرين ذخيره الهى و مصلح جهانى و آخرين امام معصوم شيعه كه با ظهورش عدالت را به ارمغان خواهد آورد خواننده شعرهاى خود را متوجه اين موضوع كرده و اميد و انتظار را در خواننده خود تقويت مىنمايند:
از مشهد خون بانك اذان مىآيد
سردار گل از خوانِ خزان مىآيد.
از دشنه ملحدان پنهان در شب
سيلابه خون زهر كران مىآيد
فريادِ بلند اختران عاشق
از ناى فراخ آسمان مىآيد
پيرى كه دلش آيينه بيناييست
با جاذبه عشق جوان مىآيد
اى منتظران خسته شهر حصار
آن مرد هميشه قهرمان مىآيد
از راه مه آلود افق منجى خاك
با اسب ستاره دمان مىآيد
اى جوهريان! مژده كه منظومه گل
با كوس سپيده دم عيان مىآيد
بر بام جهان منادى بيدارى
گويد كه امير عاشقان مىآيد
اى شب زدگان خفته بيدار شويد
خورشيد دل از مشرق جان مىآيد
در گلشن شعله سربداران شهيد
گفتند كه صاحب الزمان مىآيد.
ولايت فقيه
به اعتقاد شيعه در عصر غيبت امام مهدى «عج» فقيهى جامع الشرايط مرجع امور مردم و ولى و سرپرست آنهاست. شاعران انقلاب نيز در هر فرصتى به اين مهم توجه نمودهاند. شعر ذيل را احمد عزيزى درباره رحلت امام خمينى «ره» سروده است:
هين مگر اين زلزله تنزيل بود
يا طنين بال ميكائيل بود
اى تو سكّان سكينه مؤمنين!
نوح امّت، كشتى حق، قطب دين!
اى يل نفس پليد انداخته!
اى حسين با يزيد انداخته!
اى حسن پيموده راه حسين «عليهالسلام»!
پرچم خون بر گلوگاه حسين «عليهالسلام»!
اى نفير پنج تن آل عبا!
چار قطب ارض را زير قبا
... اى غريو نينوا در هى هىات!
زينبستان، زينبستان در پىات
يا خمينى! بى تو گلشن بى صفاست
داغ تو همرنگ داغ مصطفاست
هر كجا شور حسينى مىشود
يك خمينى صد خمينى مىشود.
پىنوشتها:
1. مكارمىنيا، على، بررسى شعر دفاع مقدس، ص 86.
2. موسوى گرمارودى، على، گزينه اشعار، ص 141.
3. سوره توبه (9) آيه 111.
4. مردانى، نصر اللّه، سمند صاعقه، ص 64.
5. شرجى آواز، ص 113.