ویژه نامه بیستمین سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه
از طلوع تا غروب
شروع يك شكوه
هنوز بيش از 5 ماه از ولادت روح الله نمي گذشت كه طاغوتيان زمان نداي حق طلبي پدر روح الله را تحمل نكردند و هادي مردمان آن دوران سياه را در مسير خمين به اراك، با گلوله به شهادت رساندند.
روح الله دوران كودكي و نوجواني را تحت حمايت بانو هاجر(مادرمحترمه اش) كه خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آية الله خوانساري (صاحب زبده التصانيف) بوده است و همچنين نزد صاحبه خانم (عمه مومنه اش) كه بانويي شجاع و حق جو بود سپري كرد، امام از نوجواني روحيه اي انتقادي و انقلابي را در خود پرورش مي داد و بدون ترس و واهمه در مقابل مسايل مختلف اجتماعي و سياسي موضعگيري مي كرد، به گونه اي كه حتي در حالي كه سنشان كم بود، در رابطه با حركتهاي ضد طاغوت زمان فعاليتهاي خودجوشي را به نمايش مي گذاشتند. ايشان در رابطه با اين گونه اقدامهاي صورت گرفته مي فرمايد: «.... من از بچگي در جنگ بودم ... مورد هجوم رجبعليها بوديم و خودمان تفنگ داشتيم و من در عين حالي كه تقريبا شايد اوايل بلوغم بود، بچه بودم، دور اين سنگرهايي كه بسته بود ند در محل ما و اينها مي خواستند هجوم كنند و غارت كنند، آنجا مي رفتيم سنگرها را سركشي مي كرديم.»
اما در 15 سالگي از نعمت وجود آن دو بزرگوار نيز محروم گرديد و براي تعالي روحي و تحصيل دروس تكميلي و تدريس علوم اسلامي به قم هجرت نمود.
شكوه يك تكامل
پس از رحلت آية الله العظمي حايري در دهم بهمن 1315 (ه ش) حوزه علميه قم با خطر انحلال تهديد مي شد، اما علماي متعهد به چاره جويي برخاستند و مدت هشت سال سرپرستي حوزه علميه قم را آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدر الدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري(رحمت الله علیه) بر عهده گرفتند. در اين فاصله و بخصوص پس از سقوط رضاخان، شرايط براي تحقق مرجعيت عظمي فراهم گرديد و با تلاش امام خميني(رحمت الله علیه) به همراه جمعي ديگر از مجتهدان حوزه علميه قم، آية الله العظمي بروجردي به عنوان شخصيت علمي برجسته اي كه مي توانست جانشين مناسبي براي مرحوم آية الله حايري و حفظ كيان حوزه باشد، مسؤوليت خطير زعامت حوزه علميه قم را پذيرفت. در اين زمان امام خميني(رحمت الله علیه) به عنوان يكي از مدرسان و مجتهدان صاحب رأي در فقه و اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق شناخته مي شد.
جهادي براي تعالي
لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي كه به موجب آن شرط مسلمان بودن سوگند به قرآن كريم حذف مي شد و مرد بودن انتخاب كنندگان و كانديداها تغيير مي يافت، در كنارحذف و تغيير دو شرط نخست كه دقيقاً به منظور قانوني كردن حضور عناصر بهايي در مصادر كشور انتخاب شده بود و پشتيباني شاه از رژيم صهيونيستي در توسعه مناسبات ايران و اسرائيل، نفوذ پيروان مسلك استعماري بهائيت در قواي سه گانه ايران باعث گرديد بزرگ مرد دوران، خميني كبيرجهادي را براي تعالي ملت آزاده و خدا جوي ايران رقم بزند. امام خميني(ره) كه با دقت نظر ويژه اي شرايط سياسي جامعه را زير نظر داشت، دريافته بود كه تنها نقطه اميد به رهايي و نجات از شرايط ذلت باري كه پس از شكست مشروطيت و بخصوص پس از روي كار آوردن رضا خان پديد آمده است، بيداري حوزه هاي علميه و پيش از آن تضمين حيات حوزه ها و ارتباط معنوي مردم با روحانيت مي باشد و در اين رابطه در جهت دفاع از حقوق اسلامي مردم، گوشزد كردن رسالت خطير علما و حوزه هاي علميه به آنها و دادن تلگرافها و ارسال نامه هاي سرگشاده اعتراض آميز به شاه و اسد ا... علم را در دستور كار قرار داد و بدين صورت موجي از حمايت را در اقشار مختلف مردم برانگيخت. ايشان در يكي از اين تلگرافها فرمود: اين جانب مجددا به شما نصيحت مي كنم به اطاعت خداوند متعال و قانون اساسي گردن نهيد و از عواقب وخيمه تخلف از قرآن و احكام علماي ملت و زعماي مسلمين و تخلف از قانون اساسي بترسيد وعمداً و بدون موجب، مملكت را به خطر نيندازيد و الا علماي اسلام درباره شما از اظهار عقيده خودداري نخواهند كرد .
تعالي براي جنبش
سال 1342 با تحريم مراسم عيد نوروز آغازي متفاوت داشت و خون مظلومان فيضيه، انقلاب را رنگ پيروزي بخشيد. شاه بر انجام اصلاحات مورد نظر آمريكا اصرار مي ورزيد و امام خميني(ره) بر آگاه كردن مردم و قيام آنان در برابر دخالتهاي آمريكا و خيانتهاي شاه پافشاري داشت. در چهارده فروردين 1342 آية ا... العظمي حكيم از نجف طي تلگرافهايي به علما و مراجع ايران خواستار آن شد كه براي حفظ جان علما و كيان حوزه ها، همگي به طور دسته جمعي به نجف هجرت كنند. حضرت امام بدون اعتنا به اين تهديدها، پاسخ تلگراف آية ا... العظمي حكيم را ارسال و در آن تأكيد كرده بود كه هجرت دسته جمعي علما و خالي كردن حوزه علميه قم، مصلحت نيست .
در 12 ارديبهشت 42 امام خميني در پيامي به مناسبت چهلم فاجعه فيضيه، بر همراهي علما و ملت ايران در رويارويي سران ممالك اسلامي و دول عربي با اسرائيل غاصب تأكيد ورزيد و پيمانهاي شاه و اسرائيل را محكوم كرد.
امام خميني در 13 خرداد 1342شمسي (عصر عاشوراي سال 1383 هجري قمري) در مدرسه فيضيه نطق تاريخي خويش را كه آغازي بر قيام 15 خرداد بود، ايراد كرد .در همين سخنراني، با صداي بلند خطاب به شاه فرمود: «آقا، من به شما نصيحت مي كنم، اي آقاي شاه! اي جناب شاه! من به تو نصيحت مي كنم دست بردار از اين كارها، آقا اغفال مي كنند تو را. من ميل ندارم كه يك روز اگر بخواهند تو بروي، همه شكر كنند ... اگر ديكته مي دهند دستت و مي گويند بخوان، در اطرافش فكر كن .... نصيحت مرا بشنو ... ربط ما بين شاه و اسرائيل چيست؟ كه سازمان امنيت مي گويد از اسرائيل حرف نزنيد ... مگر شاه ايران، اسرائيلي است ؟»
جمع زيادي از ياران امام در شامگاه 14 خرداد دستگيرشدند ودر پي آن و ساعت سه نيمه شب (سحرگاه پانزده خرداد 42) صدها كماندوي اعزامي از تهران منزل ايشان را محاصره كردند و در حالي كه مشغول نماز شب بود، دستگير و سراسيمه به تهران برده و در بازداشتگاه باشگاه افسران زنداني كردند و غروب آن روز به زندان قصر منتقل نمودند . صبحگاه پانزده خرداد خبر دستگيري رهبر انقلاب به تهران، مشهد، شيراز، خرم آباد وديگر شهرها رسيد و وضعيتي مشابه قم پديد آورد .
ده ماه بعد، در شامگاه 18 فروردين سال 1343، بدون اطلاع قبلي امام آزاد و به قم منتقل مي شود. به محض اطلاع مردم، شادماني سراسر شهر را فرا مي گيرد وجشنهاي باشكوهي در مدرسه فيضيه و شهر به مدت چند روز بر پا مي شود . اولين سالگرد قيام 15خرداد در سال 1343 با صدور بيانيه مشترك امام خميني (ره) و ديگر مراجع تقليد و بيانيه هاي جداگانه حوزه هاي علميه گرامي داشته شد و به عنوان روز عزاي عمومي معرفي گرديد.
جنبش و هجرت
روز 13 مهرماه 44 حضرت امام به همراه فرزندشان آية الله حاج آقا مصطفي از تركيه به كشور عراق منتقل شدند . دوران اقامت طولاني و 13 ساله امام در نجف در شرايطي آغاز شد مخالفتها، كارشكني ها و زخم زبان ها نه از جبهه دشمن رويارو بلكه از ناحيه روحاني نماها و دنيا خواهان مخفي شده در لباس دين آنچنان گسترده و آزاردهنده شود كه امام با همه صبر و بردباري معروفش بارها از سختي شرايط مبارزه در اين سالها به تلخي تمام ياد كند.
اوايل سال 1348 تا نيمه دوم سال 1350اختلافات بين رژيم شاه و حزب بعث عراق بر سر مرز آبي دو كشورچنان شدت گرفت. كه رژيم عراق جمع زيادي از ايرانيان مقيم اين كشور را در بدترين شرايط اخراج كرد. حضرت امام در اعتراض به شرايط پيش آمده تصميم به خروج از عراق گرفت اما حكام بغداد با آگاهي از پيامدهاي هجرت امام در آن شرايط اجازه خروج ندادند . سال 1354 در سالگرد قيام 15 خرداد، مدرسه فيضيه قم بار ديگر شاهد قيام طلاب انقلابي بود. فريادهاي درود بر خميني و مرگ بر سلسله پهلوي به مدت دو روز ادامه داشت .
شاه در ادامه سياستهاي مذهب ستيز خود در اسفند 1354 وقيحانه تاريخ رسمي كشور را به شاهنشاهي تغيير داد. درپي اين اقدام، امام در واكنشي سخت، فتوا به تحريم استفاده از تاريخ بي پايه شاهنشاهي داد. تحريم استفاده از اين مبدا موهوم تاريخي همانند تحريم حزب رستاخيز از سوي مردم ايران استقبال شد و هر دو مورد افتضاحي براي رژيم شاه شد تا در سال 1357 ناگزير از عقب نشيني و لغو تاريخ شاهنشاهي باشد .
امام در مرداد 1356 طي پيامي اعلام كرد: اكنون به واسطه اوضاع داخلي و خارجي و انعكاس جنايات رژيم در مجامع و مطبوعات خارجي فرصتي است كه بايد مجامع علمي و فرهنگي و رجال وطنخواه و دانشجويان خارج و داخل و انجمنهاي اسلامي در هر جايي بي درنگ از آن استفاده كنند و بي پرده بپا خيزند .
شهادت آية الله حاج آقا مصطفي خميني در اول آبان 1356 نقطه آغازي بر خيزش دوباره حوزه هاي علميه و قيام جامعه مذهبي ايران بود. امام خميني(رحمت الله علیه) در همان زمان به گونه اي شگفت اين واقعه را از الطاف خفيه الهي ناميده بود. رژيم شاه با درج مقاله اي توهين آميز عليه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض به اين مقاله، به قيام 19 دي ماه قم در سال 56 منجر شد كه طي آن جمعي از طلاب انقلابي به خاك و خون كشيده شدند .
در ديدار وزراي خارجه ايران و عراق در نيويورك تصميم به اخراج امام از عراق گرفته شد. روز دوم مهر 1357 منزل امام در نجف بوسيله قواي بعثي محاصره گرديد، انعكاس اين خبر با خشم گسترده مسلمانان در ايران، عراق و ديگر كشورها مواجه شد .روز 12 مهر، امام خميني (رحمت الله علیه) نجف را به قصد مرز كويت ترك گفت. دولت كويت با اشاره رژيم ايران از ورود امام به اين كشور جلوگيري كرد. قبلا صحبت از هجرت امام به لبنان و يا سوريه بود اما ايشان پس از مشورت با فرزندشان (حجه الاسلام حاج سيد احمد خميني) در روز 14 مهر تصميم به هجرت به پاريس گرفت و دو روز بعد در منزل يكي از ايرانيان در نوفل لوشاتو مستقر شد. مامورين كاخ اليزه نظر رئيس جمهور فرانسه را مبني بر اجتناب از هرگونه فعاليت سياسي به امام ابلاغ كردند. ايشان نيز در واكنشي تند تصريح كرده بود كه اينگونه محدوديتها خلاف ادعاي دمكراسي است و اگر او ناگزير شود تا از اين فرودگاه به آن فرودگاه و از اين كشور به آن كشور برود باز دست از هدفهايش نخواهد كشيد .
هجرت بسوي پيروزي
پيروزي ماندگار
صاحبنظران شكل گيري انقلاب اسلامي ايران كه مبتني بر اراده ملت و با پرچمداري روحانيت بوجود آمده بود را بعنوان يك انقلاب ديني تمام عيار كه قابليت تاثيرگذاري مستقيم بر تمام معادلات جهاني را دارد تعريف كرده بودند و همين نكته باعث شد تا نفس كشيدن براي كمونيسم از يك طرف و كاپيتاليسم از طرف ديگر سخت و سخت تر شود . بدين سان انديشه حذف جمهوري اسلامي به هر قيمت ممكن در دستور كار بلوك شرق و غرب قرار گرفت و نهال تازه روييده شده جمهوري اسلامي با رهبري خميني كبير با جنگ 8 ساله اي روبرو شد كه در آن 58 كشور جهان با حمايت مستقيم از رژيم تا دندان مسلح عراق تلاش كردند تا حيات اين ايدئولوژي نوپا را سلب كنند.
ماندگار و ماندگاري
ساعت 22 و 20دقيقه بعداز ظهر روز شنبه سيزدهم خرداد ماه سال 1368 لحظه وصال بود . قلبي از كار ايستاد كه ميليونها قلب را به نور خدا و معنويت احياء كرده بود.
در آخرين شب زندگي و در حالي كه چند عمل جراحي سخت و طولاني در 87 سالگي تحمل كرده بود و در حاليكه چندين سرم به دستهاي مباركش وصل بود«نافله شب»مي خواند و قرآن تلاوت مي كرد . در ساعات آخر طمانينه و آرامشي ملكوتي داشت و مرتبا شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را زمزمه مي كرد و با چنين حالتي بود كه روحش به ملكوت اعلي پرواز كرد .
منبع: روزنامه قدس
شخصیت استثنایی و ممتاز
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر و هیئت وزیران 16/3/1368
*محو در ارادهی الهی و تکلیف شرعی
نقطهى اساسى كار او، اين بود كه در ارادهى الهى و تكليف شرعى محو مىشد. هيچ چيز برايش غير از انجام تكليف، مطرح نبود. واقعاً او مصداق ايمان و عمل صالح بود. ايمانش به استحكام كوهها مىمانست و عمل صالحش با خستگىناپذيرىِ باورنكردنى توأم بود. آنچنان در تداوم عمل صبور و كوشا بود كه انسان را دچار حيرت مىكرد. به همين خاطر، هدفهاى بزرگ قابل وصول شد و دست يافتن به قلهها امكانپذير گرديد.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر و هیئت وزیران 16/3/1368
*شخصیتی عظیم با جامع صفات
فرازی بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت گروهی از فرماندهان و اعضای سپاه 17/3/1368
*فاتح فتح الفتوح
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت گروهی از فرماندهان و اعضای سپاه 17/3/1368
*عبد صالح و نیایشگر گریان نیمه شبها
آن بزرگوار، قوّت ايمان را با عمل صالح، و ارادهى پولادين را با همت بلند، و شجاعت اخلاقى را با حزم و حكمت، و صراحت لهجه و بيان را با صدق و متانت، و صفاى معنوى و روحانى را با هوشمندى و كياست، و تقوا و ورع را با سرعت و قاطعيت، و ابهت و صلابت رهبرى را با رقت و عطوفت و خلاصه بسى خصال نفيس و كمياب را كه مجموعهى آن در قرنها و قرنها بندرت ممكن است در انسان بزرگى جمع شود، همه و همه را با هم داشت. الحق شخصيت آن عزيز يگانه، شخصيتى دستنيافتنى، و جايگاه والاى انسانى او، جايگاهى دور از تصور و اساطيرگونه بود.
او، رهبر و پدر و معلم و مراد و محبوب ملت ايران و اميد روشن همهى مستضعفان جهان و بخصوص مسلمانان بود. او، عبد صالح و بندهى خاضع خدا و نيايشگر گريان نيمهشبها و روح بزرگ زمان ما بود. او، الگوى كامل يك مسلمان و نمونهى بارز يك رهبر اسلامى بود. او، به اسلام عزت بخشيد و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز درآورد. او، ملت ايران را از اسارت بيگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصيت و خودباورى بخشيد. و او، صلاى استقلال و آزادگى را در سراسر جهان سرداد و اميد را در دلهاى ملل تحت ستم جهان زنده كرد. و او، در عصرى كه همهى دستهاى قدرتمند سياسى براى منزوى كردن دين و معنويت و ارزشهاى اخلاقى تلاش مىكردند، نظامى بر اساس دين و معنويت و ارزشهاى اخلاقى پديد آورد و دولت و سياستى اسلامى بنيان نهاد. و او، جمهورى اسلامى را ده سال در ميان طوفانهاى سهمگين و حوادث سرنوشتساز، قدرتمندانه اداره و حراست و هدايت كرد و به نقطهيى مطمئن رسانيد. ده سال رهبرى او براى مردم و مديران ما، يادگارى فراموشنشدنى و ذخيرهيى بس گرانبهاست.
فرازی از پیام به ملت شریف ایران در تجلیل از امام امّت 18/3/1368
*شخصیت ممتاز
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیتههای انقلاب اسلامی 18/3/1368
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیتههای انقلاب اسلامی 8/3/1368
*امیر بر هویها و خواهشها
امام(ره)، خصلتهاى گوناگونى داشت: بسيار خردمند و عاقل و متواضع و هوشيار و زيرك و بيدار و قاطع و رئوف و خويشتندار و متقى بود. نمىشد حقيقتى را در چشم او واژگونه جلوه داد. داراى ارادهيى پولادين بود و هيچ مانعى نمىتوانست او را از حركت باز دارد. انسانى بسيار دلرحم و رقيق بود؛ چه در هنگام مناجات با خدا كه از خود بىخود مىشد، و چه در هنگام برخورد با نقطههايى از زندگى انسانها كه بهطور طبيعى دلها را به عطوفت و رأفت وادار مىكند. انگيزههاى نفسانى، جاذبههاى مادّى، هوىها و هوسها، نمىتوانست به قلهى رفيع وجود باتقواى او دستاندازى كند. او امير هوىها و خواهشهاى خود بود؛ ولى خواهشها بر او حكومت نمىكردند. صبور و بردبار بود و سختترين حوادث در اقيانوس عظيم وجود او، تلاطم ايجاد نمىكرد.
*شخصیت درخشنده
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نمایندهی امام در ارتش، وزیر دفاع و ... 18/3/1368
*عابد و مخلص
امام كه توانست اين حركت عظيم را در دنيا به وجود آورد، به خاطر آن بود كه با خدا ارتباط داشت و در اين راه ملاحظهى هيچ چيزى را نمىكرد. امروز كه او در ميان ما نيست، سيل اعترافها و تعريفها سرازير شده است و همهى دنيا به اقدام عظيم او كه اقيانوس انسانها را به حركت درآورد، معترفند. اين كار بزرگ، تنها در سايهى قاطعيت و اراده و هوش و شجاعت و تيزبينى و آيندهنگرى به وجود نيامد؛ اين خصلتها قادر نبودند اين طوفان عظيم را پيش آورند؛ عنصر اصلى، ارتباط با خدا و كمك خواستن از او بود كه نام امام(ره) و كار او را در تاريخ جاودانه كرد.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جهادگران جهاد سازندگی 20/3/1368
*شخصی ممتاز و جامع صفات
شيطانى و بشرى در دنيا داشت.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فقها و حقوقدانان شورای نگهبان 21/3/1368
*راز موفقیت اخلاص و اتصال به خدا
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فقها و حقوقدانان شورای نگهبان 21/3/1368
*عابد و مخلص
او چون مرد خدا بود و براى خود كار نمىكرد، خدا نيز بندهى صالحش را هدايت كرد و به دل و ذهن او صفا و روشنىيى بخشيد، تا راه را پيدا كند. به او جرأت و شهامت داد، تا در مقابل دنيايى از دشمن بايستد؛ و با دل او انس گرفت، تا از روگردانى انسانها در روزگار غربت، وحشت نكند.
يك روزى امام ما مثل نوح و ابراهيم(عليهماالسّلام)، در غربت و تنهايى و اقليت بود؛ اما از تنهايى و تهديد نترسيد و خدا را از همهى خلايق بزرگتر شمرد. برادران و خواهران! شما كه بندگان مؤمن خدا هستيد و به خاطر او قيام و حركت و اقدام كرديد و شعار داديد و تصميم گرفتيد جبهه را پُر كنيد و شهيد داديد و در راه خدا انفاق كرديد و تنهاى خود را به زحمت انداختيد، بدانيد كه راز اصلى اين است كه بايد با تكيه بر خدا، به دنبال اهداف الهى حركت كنيد.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جمع کثیری از مردم استان همدان و ساری و ساوه 5/4/1368
*امام ، علمدار اسلام ناب
روزى كه ما پشت سر امام عزيز و علمدار اسلام ناب، شعارهاى اسلام واقعى را مطرح مىكرديم، مىدانستيم كه دشمنها و قدرتها و ابرقدرتها در مقابل ما صفآرايى مىكنند. در صدر اسلام هم همينگونه بود. آن روزى كه يهوديها و منافقان و كفار و مشركان، اطراف مدينهى پيامبر را محاصره كردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنين واقعى گفتند: «هذا ما وعدنااللَّه و رسوله»؛ اين، چيز تازهيى نيست. خدا و رسولش به ما گفته بودند كه بدها و شريرها و فاسدها عليه شما همدست خواهند شد. بنابراين، آنها چون صدق وعدهى الهى را ديدند، ايمانشان قويتر شد.
هرجا كه اسلام واقعى آشكار شد، اگرچه قدرتهاى خبيث و پليد در مقابل آن صفآرايى كردند، اما انسانهاى پاك و دلهاى مطهر و روحهاى صاف و فطرتهاى پاك و ناآلوده، با همهى توان و وجود از آن حمايت كردند. چرا ده ميليون انسان عزادار در ايام رحلت امام(ره) گرد پيكر مطهر آن بزرگوار جمع شدند و آنگونه بر سر و سينهى خود مىزدند؟ چرا صدها ميليون مسلمان در سرتاسر عالم، به خاطر درگذشت يك انسان، اينطور عزادار و داغدار شدند؟ محبوبيت امام ما به خاطر چه بود؟ جواب، يك كلمه است: به خاطر اسلام. خود آن بزرگوار اين نكته را به ما ياد داد و خود او به ما فهماند و تأكيد كرد كه به خاطر اسلام، خدا دلها را متوجه انقلاب و رهبر و ملت ايران كرد.
آن چيزى كه به پاها و دلهاى شما قوّت داد، تا بتوانيد راههاى طولانى را طى كنيد و به اينجا بياييد، اسلام ناب و مدافع مظلوم و ناسازگار با ظالم بود. اين اسلام است كه دلها را جذب و جمع مىكند و نيرويى عظيم و شكستناپذير به وجود مىآورد. راز اصلى همين نكته است، كه ما بايد آن را درست درك كنيم و هميشه به ياد داشته باشيم.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت روحانیون و مسئولان و مردم استانهای فارس، هرمزگان، شهرهای قزوی، تاکستان و .... 21/4/1368
*دشمن شناسی، دوست شناسی
آن توفيقها از جاى ديگر نشأت مىگرفت، كه در درجهى اول از اخلاص او ناشى مىشد؛ «مخلصين له الدّين». مخلص خدا بود و كار را فقط براى او - ولاغير - انجام مىداد. لذا اگر همهى دنيا هم در مقابل او قرار مىگرفتند و از او چيزى مىخواستند كه مورد رضاى خدا نبود، انجام نمىداد.
در درجهى دوم، توكل و حسن ظن به خدا داشت. هيچ كارى در نظر او خارج از قدرت الهى نبود. كارهاى بزرگ، حركتهاى عظيم، كندن كوههاى راسخ و جبال راسيات براى او ميسور بود؛ چون عقيده داشت كه به خدا متكى است و خدا او را كمك مىكند؛ و چون به خدا توكل داشت، لذا با حسن ظن مىنگريست.
امام دو خصوصيت ديگر هم داشت، كه اين هم جز با نورانيت الهى ممكن نبود، و آن عبارت بود از: دشمنشناسى و دوستشناسى. در شناخت دشمنها و دوستها اشتباه نكرد. از اول دشمنها را شناخت و آنها را اعلام كرد و تا آخر هم در مقابلشان ايستاد، و نيز از اول دوستها را شناخت و آنها را اعلام كرد و تا آخر هم از دوستى آنها منتفع شد.
فرازی از خطبههای نماز جمعه 23/4/1368
*ذات ممتاز و تربیت شده
لحظهى بعثت رسولاكرم(ص)، مثل لحظهى رحلتشان نبود. در اين بيستوسه سال، ايشان خيلى پيشرفتها و ترقيات داشتند كه براى ما افراد عادى، دهشتانگيز است. مؤمن اينگونه است و لحظه به لحظه در حال پيشرفت مىباشد. امام(ره) نيز عيناً همينطور بودند و ما آن را - مخصوصاً در مواقع خاص - احساس مىكرديم. مثلاً در ماه رمضان، ايشان معمولاً هيچ ملاقاتى نداشتند و بيشتر به خودشان مىپرداختند. بعد از ماه رمضان كه انسان با ايشان ملاقات مىكرد، محسوس بود كه نورانيتر و معنويتر شدهاند. يقيناً بسيارى از موفقيتهاى انقلاب و اين ملت، ناشى از همان كانون جوشان منوّر بود.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از علما، ائمهی جمعه و نهادهای انقلابی، ... 26/7/1368
*لطافت و روح عرفانی
واقعاً تشكيل جمهورى اسلامى، فقط تشكيل يك حكومت جديد و از بين بردن يك حكومت قديم نبود؛ كار خيلى مشكلتر از اين بود. در دنيايى كه همه چيز در جهت مادّيت است و شايد حدود دويست سال است كه بهطور برنامهريزى شده، عليه اديان و بخصوص عليه اسلام كار مىشود، تأسيس حكومت اسلامى در يكى از حساسترين نقاط دنيا، واقعاً كار معجزهآسايى بود. آن بزرگوار، با قوّت ارادهى خودش توانست همهى نيروهاى عظيم مردمى را بهكار گيرد و اين معجزه را به كمك پروردگار تحقق ببخشد.
خيلى مهم است كه آن روح لطيف، در طول سالهاى متمادى مبارزه - كه مشكلات فراوانى به همراه داشت - با قوّت اراده و استقامت در راه، يك سر مو به چپ و راست نرفت. بهنظر من، ايشان براى همهى ما و شما بهعنوان هنرمندان متعهد و مؤمن و براى هر قشرى به عناوين مختلف، الگو هستند و بايستى از ايشان تعليم گرفت.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با شعرا، قصهنویسان، فیلمسازان و ... 21/8/1368
*مرد استغاثه و مناجات و دعا
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از پاسداران 10/12/1368
*سیر دائمی به سوی کمال
درست است كه ما منازل امثال آن بزرگوار را نمىتوانيم بفهميم؛ اما از همين پايين كه انسان نگاه مىكند، اوج آن باز بلندپرواز را مىبيند. خدا شاهد است كه بعد از هر ماه رمضان، گاهى كه خدمت امام مىرسيدم، برايم محسوس بود كه در اين ماه رمضان، امام نسبت به گذشته بالاتر رفته، پرواز كرده و از مادّه دورتر شده است. روزبهروز جلوتر مىرفت و خودش را كاملتر مىكرد. انسان مؤمن، اين است. «من ساوى يوماه فهو مغبون». اگر دو روزمان مثل هم باشد، سرمان كلاه رفته است. مغبون، يعنى فريب خورده، سركلاهرفته. و كسى كه فردايش از امروزش بدتر باشد، «فهو ملعون»؛ يعنى طرد شده است.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و جمعی از سپاهیان و اعضای کمیته انقلاب اسلامی ... 29/11/1369
*راز توفیقات پیوسته
فرازی از پیام مقام معظم رهبری به کنفرانس اندیشهی اسلامی 15/11/1370
*رهبر و زمامدار، زاهد و عارف
امام در موضع يك انسان مقتدر و يك انسان بااراده بود؛ انسانى كه اگر جنگ پيش بيايد، مىتواند تصميم بگيرد؛ اگر صلح هم باشد، مىتواند تصميم بگيرد. براى اداره يك كشور و براى مواجهه با دشمنان، مىتواند تصميمگيرى كند. اما همين انسان، در چهره زندگى شخصى و خصوصى خود، يك انسان زاهد و عارف و منقطع از دنياست. البته منظور، دنياى بد است؛ همان چيزى كه خود او مىگفت دنياى بد، آن چيزى است كه در درون شماست. اين ظواهر طبيعت - زمين و درخت و آسمان و اختراعات و امثال اينها - دنياى بد نيست. اينها نعمتهاى خداست؛ بايد اينها را آباد كرد. دنياى بد، آن خودخواهى، آن افزونطلبى و آن احساس تعلّقى است كه در درون انسان است. امام از اين دنياى بد بهكلّى منقطع بود.
فرازی از خطبه نماز جمعه 14/3/1378
*دارای دو خصوصیت صبر و یقین
امروز بعد از چهل سال كه از واقعه پانزدهم خرداد مىگذرد، شما ملاحظه مىكنيد كه نهضت مظلوم امام، دنياى اسلام را فراگرفته است. يك روز در همين شهر تهران و در قم، مثل امروز و فردا، كسانى مظلومانه جان باختند؛ چون نام اسلام را به پيروى از امام بزرگوار فرياد مىكردند؛ چون با سلطه بيگانه بر اين كشور و با استثمار منابع حياتى اين كشور به وسيله بيگانگان مخالف بودند. آن روز هر كس به اين صحنه نگاه مىكرد، شايد گمان مىبرد كه اين سخن و اين فرياد به پايان رسيده است. امام را با قساوتِ هرچه تمامتر دستگير و از خانهاش ربودند؛ مردم را با وحشيگرىِ هرچه بيشتر سركوب كردند؛ اما اين فكر با الهام از همين قاعده بزرگ الهى - يعنى توأم شدن صبر و يقين - راه خود را ادامه داد. امام پانزده سال مبارزه كرد و به بركت همان ايمانِ آگاهانه توانست ملت ايران را يكپارچه به صحنه رويارويى با استبداد داخلى و استكبار بينالمللى بكشاند. وقتى ملت در معركهاى پاى خود را وسط گذاشت، پيروزى در آن معركه حتمى است.
فرق امام بزرگوار ما و ديگر مصلحان تاريخ اسلام در يكى دو قرن اخير همين بود. امام وارد صحنه شد، وسط ميدان آمد، ميان مردم بود، با مردم حرف زد، اصول خود را براى مردم تبيين كرد و آنها را به ايمان روشنبينانه و آگاهانهاى مثل ايمان خود رساند؛ آنگاه ايمان و انگيزه مردم و تعاليم اسلام، معركه را به سود حقّ و حقيقت تمام كرد. ديگران نمىتوانستند و نتوانستند اين مرحله دشوار را پيش ببرند؛ اما امام توانست. ملت ايران به اين اصول اعتقاد پيدا كرد، ايمان آورد و در راه آن به مجاهدت پرداخت. نتيجه اين شد كه اوّلاً نظام اسلامى علىرغم همه كارشكنيها و دشمنيها به پيروزى رسيد و روزبهروز تا امروز ريشهدارتر شد و ثانياً فكر تحقّق و حيات دوباره اسلام و نجات امّت اسلامى از ظلم و استكبار قدرتهاى مستكبر، در مرزهاى اين كشور محدود نماند
فرازی از بیانات رهبر مقام معظم رهبری در چهاردهمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی (ره)14/3/1382
*برخورداری از روحیه حسینی
جنگ، تلفات دارد. جان يك انسان، براى امام خيلى عزيز بود. امام بزرگوار، گاهى براى انسانى كه رنج مىبُرد، اشك مىريخت و يا در چشمانش اشك جمع مىشد! ما بارها اين حالت را در امام مشاهده كرده بوديم. انسانى رحيم و عطوف، داراى دلى سرشار از محبّت و انسانيت بود. اما همين دل سرشار از محبّت، در مقابل تهديد شهرها به بمباران هوايى، پايش نلرزيد و نلغزيد. از راهْ برنگشت و عقبنشينى نكرد. همه دشمنان انقلاب در طول اين ده سال، فهميدند و تجربه كردند كه امام را نمىشود ترساند. اين، نعمت بسيار بزرگى است كه دشمن احساس كند عنصرى چون امام، با ترس و تهديد از ميدان خارج نمىشود. امام، با منش و شخصيت درخشان خود، كارى كرد كه همه در دنيا، اين نكته را فهميدند. فهميدند كه اين مرد را از ميدان نمىشود خارج كرد؛ تهديد نمىشود كرد؛ با فشار و با تهديدهاى عملى هم نمىشود او را از راه خود منصرف كرد. لذا مجبور شدند خودشان را با انقلاب تطبيق دهند...
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع پر شکوه زائران مرقد امام خمینی (ره)14/3/1375
خصوصيات و ويژگی راه حضرت امام خمينی(ره
1* آرمانهای بزرگ امام
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر، هیئت وزیران 17/3/1368
*مشخصات عصر امام خمینی(ره
عصرى كه امام بزرگ و عظيمالشأن ما آغاز كردند، مشخصههايى دارد كه عمدهى آنها عبارت است از: ايجاد روح عزت و استقلال و استغنا و اعتماد به نفس براى ملتى كه در طول ساليان متمادى سعى شده بود اين روحيات از او گرفته شود و ديگران بر سرنوشت او تسلط پيدا كنند....
مشخصهى ديگر عصرى كه امام موجد آن بودند، عبارت است از گرايش و احترام به ارزشهاى انسانى و عدالت و حريت و آراى مردم. همان شخصيت باعظمت كه امروز مردم دنيا و دشمنان او نيز به عظمتش اعتراف مىكنند، مىگفت: اگر به من خدمتگزار بگويند، بهتر است از اينكه به من رهبر بگويند. راست مىگفت و تعارف و تظاهر نمىكرد. او تا آن اندازه براى مردم احترام قايل بود كه خود را خدمتگزار آنها بداند. ما مثل اين نمونه را در دنيا و تاريخ سراغ نداريم.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان، نمایندگان ولی فقیه و ... 28/3/1368
*ترسیم خط امام
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری 12/5/1368
*هدایتگر اصلی
عقيدهى خود ايشان هم همين بود و من از ايشان اين حرف را شنيده بودم كه مىگفتند: «من از اول انقلاب، احساس مىكنم دست هدايتى ما را كمك مىكند و پيش مىبرد و راهها را در مقابل ما باز مىكند». حقيقت هم همين بود و خداى متعال اين هدايت را در مقابل مجاهدت و خلوص و صفا و نورانيّت، ارزانى مىدارد.
هدايت الهى، به انسانهاى غافل نمىرسد. اين كه در همين مناجات شعبانيه مىفرمايد: «و انر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك»، اين نورانى كردن چشم دل و روشن كردن حقايق براى دل بيدار و چشم بصير مؤمن، رايگان به دست نمىآيد و بدون مجاهدت و تلاش و ارتباط با خدا، امكان ندارد تحقق پيدا كند.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از پاسداران در سالروز میلاد امام حسین (ع) و روز پاسدار 10/12/1368
*دوران دهساله حیات امام الگوی حیات جامعهی انقلابی
فرازی از پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) 10/3/1369
*عناصر اصلی در پایهگذاری جمهوری اسلامی
امام بر روى اسلام تكيه كرد؛ به اسم اسلام قانع نشد؛ بر اين اصرار ورزيد كه بايد قوانين اسلامى در تمام گوشه و كنار دستگاههاى دولتى و حكومتى حاكم شود. البته اين كار، يك كار بلندمدّت بود. امام هم اين را مىدانست كه در كوتاهمدّت، اين مقصود تحقّق پيدا نمىكند؛ اما راه را باز كرد و حركت را شروع نمود و جهت را نشان داد و همه فهميدند كه بايد به معناى حقيقى كلمه به سمت احكام و تعاليم اسلام و ساخت اسلامى براى نظام و جامعه حركت كنند تا بتوانند عدالت را تأمين، فقر را برطرف و فساد را ريشهكن كنند؛ تا بتوانند دردهاى مزمنى را كه بر اين ملت تحميل شده است، جبران كنند...
عنصر دومى كه امام به آن حدّاكثر توجّه را كرد، عنصر «مردم» بود...
به معنای حقیقی کلمه به اصالت عنصر مردمدر نظام اسلامی معتقد بود و مردم را در چند عرصه مورد توجه دقیق ...قرار داد0
عرصه اول عرصه اول عرصه تکیه ی نظام به ارای مردم است ....
عرصه دوم عرصه تکلیف مسئولان در قبال مردم است ...
عرصه سوم - كه باز بر محور مردم حركت مىكند - عبارت است از بهرهبردارى از فكر و عمل مردم در راه اعتلاى كشور؛ يعنى استعدادها را شكوفا كردن و معطل نگذاشتن...
عرصه چهارم درخصوص توجه امام به مردم عبارت است از لزوم آگاه سازی دائمی مردم...
عنصر سومى كه براى امام اهميت داشت، نظم و قانون بود. لذا حتّى قبل از آنكه انقلاب به پيروزى برسد، امام دولت معيّن كرد.
عنصر اساسى چهارم كه امام آن را در پايههاى نظام جمهورى اسلامى كار گذاشت - و بحمداللَّه مايه ماندگارى نظام شد - مسأله دشمنستيزى و سلطهستيزى است. امام يك لحظه نه خود از كيد و مكر و حيله دشمن غفلت كرد و نه گذاشت كه مسؤولان غفلت كنند.
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع زائران مرقد امام خمینی(ره) 14/3/1380
*هنر بزرگ امام(ره
در نظام وابسته منسوخ و برافتاده قبل از انقلاب، مردم دچار فساد و بىبند و بارى بودند، يا به تعبير درستتر، به سمت فساد و بىبند و بارى و خودباختگى و بىايمانى سوق داده مىشدند. يعنى حركت ملت را اين طور تنظيم كرده بودند كه روز به روز در كشور، بىايمانى همهگيرتر شود و مردم از ايمان معنوىِ درست محروم بمانند و به فساد و بىبند و بارى كشانده شوند و خودباختگى در مقابل بيگانگان در آنها تقويت گردد و استقلال اقتصادى و فرهنگى در كشور، مفهومى نداشته باشد. جهت كلّىِ حركت در آن نظام منسوخ و فاسد، اين بود.
در اين مرحله، هنر بزرگ امام بزرگوار در اين بود كه به جاى آن نظام فاسد، يك نظام سياسى در اين كشور برقرار كرد كه به جاى بىاعتنايى به مردم، عشق به مردم بر آن حاكم است. به جاى بىتوجّهى به سرنوشت ملت، بخصوص سرنوشت جوانان، عشق به سرنوشت ملت و عشق به سرنوشت جوانان و اهميت فوقالعاده به آنها در آن مطرح است. به جاى خودباختگى در مقابل بيگانگان، خودباورى در ميان مردم روز به روز توسعه پيدا مىكند. به جاى وابستگى سياسى و اقتصادى و فرهنگى به بيگانگان، استقلال سياسى و اقتصادى و فرهنگى هدف قرار گرفته است... .
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع با شکوه زائران مرقد مطهر امام خمینی (ره) 14/3/1376
*امام(ره) شاگرد مکتب قرآن
مطلب دومى كه درباره امام است و من آن مطلب را امروز مىخواستم عرض كنم و به اختصار در ميان مىگذارم، اين است كه چنين حركت عظيمى، معمولاً و عادتاً با يكى از دو آفتِ «تحجّر» يا «انفعال» مواجه مىشود. چنين كار بزرگى، آفاتى دارد و آفت بزرگ چنين حركت عظيمى با اين ابعاد وسيع - همانطور كه گفتم - يكى از دو آفت «تحجّر» يا «انفعال» است....
معناى تحجّر آن است كه، كسى كه مىخواهد از مبانى اسلام و فقه اسلام، براى بناى جامعه استفاده كند، به ظواهر احكام اكتفا نمايد و نتواند كشش طبيعى احكام و معارف اسلامى را، در آن جايى كه قابل كشش است، درك كند و براى نياز يك ملت و يك نظام و يك كشور - كه نياز لحظه به لحظه است - نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارائه دهد. اين، بلاى بزرگى است.
اگر در رأس نظامهاى سياسىاى كه براساس اسلام، يا تشكيل شده است، يا در آينده تشكيل خواهد شد، چنين روحيهاى وجود داشته باشد، يقيناً اسلام بدنام خواهد شد و منبع لايزال معارف و احكام اسلامى نخواهند توانست جامعه را پيش ببرند. امام، خود را از اين آفت مبّرا كرد.....
آفت دومى كه در چنين مواردى، مسؤولان و رهبران و گردانندگان اجتماعات را تهديد مىكند، اين است كه آنها را دچار انفعال و خودباختگى كنند و و در موضع تأثيرپذيرىِ ناخواسته از اراده ديگران قرار دهند. امام بزرگوار، در مقابل اين آفت دوم هم مثل كوه ايستاد....
خطر بزرگى كه انقلابها و اصالت ملتها را تهديد مىكند، اين خطر است. خطر بزرگى كه صاحبان فكر و انديشه را در كشورها تهديد مىكند، اين خطر است. امام، در مقابل اين خطر، مثل كوه استوار ايستاد؛ «كالجبل لا تحركهالعواصف». از ساعت اوّل، از نام نظام جمهورى اسلامى بگيريد، تا بقيه قضايا.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع با شکوه زائران مرقد مطهر امام خمینی (ره)14/3/1376
مستضعفان و محرومان، لشکر انقلاب اسلامی
امام بزرگوار، با همه وجود، از اسلام دم زد. امروز همه امام را با وجودشان و با دلشان قبول دارند. كلمات امام، كلمات واضحى است؛ محكمات و بيّنات است. فرمايشات امام، هنوز در فضا طنينافكن است. وصيتنامه امام، ميثاق هميشگى امام با امّت است. همه بايد اين كلمات را درست بفهميم و بر آن تدبّر كنيم، تا راه امام را اشتباه نكنيم. كسانى كه دم از امام مىزنند، اما حاضر نيستند فكر امام و راه امام را بپذيرند و به آن تن بدهند، اشتباه مىكنند
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع با شکوه عزاداران مراسم نهمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) 14/3/1377
*عدالت اجتماعی و تکیه به مردم
پس اوّل چيزى كه در خطّ امام، مهم است، تعقيب هدف اسلامى و حاكميت اسلامى در صحنه ايمان و در صحنه عمل است.
دومين مطلب، تكيه به مردم است - همانطور كه عرض كردم - هيچ كس در نظام اسلامى نبايد مردم، رأى مردم و خواست مردم را انكار كند. حالا بعضى، رأى مردم را پايه مشروعيت مىدانند؛ لااقل پايه اِعمال مشروعيت است. بدون آراءِ مردم، بدون حضور مردم و بدون تحقّق خواست مردم، خيمه نظام اسلامى، سرِ پا نمىشود و نمىماند. البته مردم، مسلمانند و اين اراده و خواست مردم، در چارچوپ قوانين و احكام اسلامى است....
سوم از مشخصههاى خطّ امام، عدالت اجتماعى و كمك به طبقات مستضعف و محروم است كه امام آنها را صاحب انقلاب و صاحب كشور مىدانست. امام، پابرهنگان را مهمترين عنصر در پيروزيهاى اين ملت مىدانست...؛
يك عنصر ديگر، دشمنشناسى و فريب نخوردن از دشمن است. اوّلين كار دشمن اين است كه تبليغ مىكند هيچ دشمنى وجود ندارد! چطور نظام اسلامى دشمن ندارد؟! جهانخواران را از اين سفره به يغما رفته سالهاى متمادى، محروم كرده است؛ معلوم است كه دشمنند، مىبينيم كه دشمنى مىكنند - در تبليغات، در محاصره اقتصادى - هركارى كه مىتوانند در تقويت دشمن عليه نظام، مىكنند؛ صريح هم مىگويند!...
فرازی از خطبههای نماز جمعه 14/3/1378
*اسلام و مردم محور همه اصول
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در جهاردهمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران 14/3/1382
*شاخص های مکتب سیاسی امام (ره)
مكتب سياسى امام داراى شاخصهايى است. من امروز چند خط از خطوط برجستهى اين مكتب را در اينجا بيان مىكنم. يكى از اين خطوط اين است كه در مكتب سياسى امام، معنويت با سياست در هم تنيده است. در مكتب سياسى امام، معنويت از سياست جدا نيست؛ سياست و عرفان، سياست و اخلاق. امام كه تجسم مكتب سياسىِ خود بود، سياست و معنويت را با هم داشت و همين را دنبال مىكرد؛ حتّى در مبارزات سياسى، كانون اصلى در رفتار امام، معنويت او بود. همهى رفتارها و همهى مواضع امام حول محور خدا و معنويت دور مىزد. امام به ارادهى تشريعى پروردگار اعتقاد و به ارادهى تكوينىِ او اعتماد داشت و مىدانست كسى كه در راه تحقق شريعت الهى حركت مىكند، قوانين و سنتهاى آفرينش كمك گار اوست. او معتقد بود كه: «وللَّه جنود السّماوات و الأرض و كان اللَّه عزيزاً حكيما». امام قوانين شريعت را بستر حركت خود مىدانست و علائم راهنماى حركت خود بهشمار مىآورد. حركت امام براى سعادت كشور و ملت، بر مبناى هدايت شريعت اسلامى بود؛ لذا «تكليف الهى» براى امام كليد سعادت بهحساب مىآمد و او را به هدفهاى بزرگِ آرمانى خود مىرساند...
شاخص دوم، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛ هم كرامت انسان، هم تعيينكننده بودن ارادهى انسان. در مكتب سياسى امام، هويت انسانى، هم ارزشمند و داراى كرامت است، هم قدرتمند و كارساز است. نتيجهى ارزشمندى و كرامت داشتن اين است كه در ادارهى سرنوشت بشر و يك جامعه، آراء مردم بايد نقش اساسى ايفا كند. لذا مردمسالارى در مكتب سياسى امام بزرگوار ما - كه از متن اسلام گرفته شده است - مردمسالارىِ حقيقى است؛ مثل مردمسالارى امريكايى و امثال آن، شعار و فريب و اغواگرىِ ذهنهاى مردم نيست
شاخص سوم از شاخصهاى مكتب سياسى امام، نگاه بينالمللى و جهانىِ اين مكتب است. مخاطب امام در سخن و ايدهى سياسى خود، بشريت است؛ نه فقط ملت ايران. ملت ايران اين پيام را به گوش جان شنيد، پايش ايستاد، برايش مبارزه كرد و توانست عزت و استقلال خود را بهدست آورد؛ اما مخاطب اين پيام، همهى بشريت است. مكتب سياسى امام اين خير و استقلال و عزت و ايمان را براى همهى امت اسلامى و همهى بشريت مىخواهد؛ اين رسالتى است بر دوش يك انسان مسلمان. البته تفاوت امام با كسانى كه براى خود رسالت جهانى قائلند، اين است كه مكتب سياسى امام با توپ و تانك و اسلحه و شكنجه نمىخواهد ملتى را به فكر و به راه خود معتقد كند. امريكايىها هم مىگويند ما رسالت داريم در دنيا حقوق بشر و دمكراسى را توسعه دهيم. راه گسترش دمكراسى، كاربرد بمب اتم در هيروشيماست؟! توپ و تانك و جنگافروزى و كودتاگرى در امريكاى لاتين و آفريقاست؟! امروز هم در خاورميانه اين همه دغل بازى و فريبگرى و ظلم و جنايت به چشم مىخورد. با اين وسايل مىخواهند حقوق بشر و رسالت جهانىشان را گسترش دهند! مكتب سياسى اسلام فكر درست و سخن نوى خود را با تبيين در فضاى ذهن بشريت رها مىكند و مثل نسيم بهارى و عطر گلها در همهجا مىپيچد...
شاخص مهم ديگر مكتب سياسى امام بزرگوار ما پاسدارى از ارزشهاست، كه مظهر آن را امام بزرگوار در تبيين مسألهى ولايتفقيه روشن كردند. از اول انقلاب اسلامى و پيروزى انقلاب و تشكيل نظام اسلامى، بسيارى سعى كردهاند مسألهى ولايتفقيه را نادرست، بد و برخلاف واقع معرفى كنند؛ برداشتهاى خلاف واقع و دروغ و خواستهها و توقعات غيرمنطبق با متن نظام سياسى اسلام و فكر سياسى امام بزرگوار. اينكه گاهى مىشنويد تبليغاتچىهاى مجذوب دشمنان اين حرفها را مىپراكنند، مربوط به امروز نيست؛ از اول، همين جريانات و دستآموزها و تبليغاتِ ديگران اين حرفها را مطرح مىكردند....
آخرین نکته ای که به عنوان شاخصه ی مکتب سیاسی امام عرض می کنم مسئله عدالت اجتماعی است 0عدالت اجتماعی یکی از مهمترین و اصلی ترین خطوط در مکتب سیاسی امام بزرگوار ماست. در همه ی برنامههای حکومت –در قانونگذاری و در اجرا و در قضا-باید عدالت اجتماعی وپرکردن شکافهای طبقاتی- مورد نظر و هدف باشد.
منبع:مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

قطعات فیلمی از ابعاد شخصیتی امام امت (ره)
|
ردیف |
عنوان قطعات فیلم |
مدت زمان |
کیفیت |
حجم فایل |
دانلود |
|
1 |
مروری اجمالی بر زندگی امام خمینی (ره) |
6دقیقه و 43 ثانیه |
خوب |
3.6 مگابایت |
|
|
پایین |
2.6 مگابایت |
||||
|
2 |
زندگی سیاسی حضرت امام خمینی (ره) |
8دقیقه و 27 ثانیه |
خوب |
4.5 مگابایت |
|
|
پایین |
3.5 مگابایت |
||||
|
3 |
شخصیت علمی امام خمینی(ره) |
3دقیقه و 29 ثانیه |
خوب |
2.7 مگابایت |
|
|
پایین |
1.3 مگابایت |
||||
|
4 |
شخصیت و فعالیت های فرهنگی امام خمینی(ره) |
6دقیقه و 14 ثانیه |
خوب |
3.6 مگابایت |
|
|
پایین |
1.9 مگابایت |
||||
|
5 |
شخصیت دینی امام خمینی (ره) |
4 دقیقه |
خوب |
2.7 مگابایت |
|
|
پایین |
1.2 مگابایت |
||||
|
6 |
اخلاق امام خمینی (ره) |
4دقیقه و 28 ثانیه |
خوب |
2.7 مگابایت |
|
|
پایین |
1.3 مگابایت |