عمليات والفجر ۸ در ششمين سال جنگ تحميلى و در روز ۲۰ بهمن سال ۱۳۶۴ در مرز جنوبى استان خوزستان و در جنوب جزيره آبادان، در منطقه فاو، در آن سوى رودخانه اروند رود، محدود به منطقه رأس البيشه و خورعبدالله صورت گرفت. اين عمليات در منطقه بسيار حساسى انجام شد، زيرا از يك طرف در مرز اروند رود قرار داشت كه رژيم بعثى عراق به بهانه تسلط بر آن، جنگ با ايران را آغاز كرده بود و از طرفى در تنها مسير ارتباطى كشور عراق با درياى خليج فارس قرار داشت و ارتباط بندر ام القصر را از طريق خورعبدالله با خليج فارس برقرار مى كرد.
از سوى ديگر تنها اسكله هاى نفتى عراق به نام هاى البكر و الاميه در محدوده اين منطقه قرار دارند. زمين منطقه عمليات نيز يكى از زمين هاى پيچيده جنگى و عملياتى، در آن زمان بود، به طورى كه شامل انواع عوارض زمين از جمله رودخانه، نهر، نخلستان، باتلاق، چولان، جاده، روستا، شهر، ساحل، نمك زار، دشت، اسكله و بندر مى شد. براى طراحى عمليات در اين منطقه، علاوه بر آن كه بايد توانايى هاى دشمن را در نظر گرفت بايد جنگ با عوارض طبيعى زمين را نيز مورد توجه قرار داد؛ عوارضى مانند رودخانه، نهر، نخلستان، باتلاق و ... . همچنين طراح عمليات بايد جنگ با عوارض مصنوعى ايجاد شده در زمين را هم مد نظر قرار مى داد، عوارضى مانند انواع موانع، سيم خاردار، ميله هاى خورشيدى شكل و ميدان هاى مين. از طرفى تاكتيك سپاه در طرح ريزى عمليات، پرهيز از تك جبهه اى و تلاش براى دور زدن دشمن و يا نفوذ عميق و ايجاد رخنه گسترده در خطوط دشمن بود،  لذا طرح ريزى عمليات با توجه به محدوديت هاى نحوه تدارك نيروها و نيز چگونگى انجام پشتيبانى از نيروهاى عمل كننده به دليل محاصره بودن زمين منطقه عمليات از سوى رودخانه اروند رود از سويى و نيز درياى خليج فارس از سوى ديگر، يكى از پيچيده ترين طرح ريزى هاى نظامى و تاكتيكى محسوب مى  شد. اگر برترى هوايى ارتش بعثى و نيز قدرت تحرك و توان جابه جايى يگان هاى دشمن نيز بر مشكلات فوق افزوده شود، برنامه ريزى و طراحى چنين عملياتى از اطلاعات بسيار دقيق و بهنگام و نيز از طرح مانور درخور و مناسبى حكايت مى كند. با مطالعه بر روى نحوه برنامه ريزى و چگونگى انجام عمليات والفجر ،۸ مشخص مى شود فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى توانسته اند با استنباط صحيح از وضع دشمن، اين عمليات را طراحى و به اجرا در آورند. بنابراين، پياده كردن دانش و خبرگى فرماندهان اين عمليات مى تواند كمك شايانى به مدل سازى آن و توسعه بازى جنگ و سناريو سازى براى نبردهاى احتمالى آينده كند.

اهداف عمليات
مهم ترين هدف اين عمليات، دستيابى به يك پيروزى قاطع از نظر نظامى در آن شرايط زمانى در جبهه هاى جنگ بود تا بدين وسيله دولتمردان و سياستمداران كشور براى حل مسأله جنگ و پايان دادن به نبردها از راه سياسى، بتوانند از قدرت مانور بيشترى برخوردار شوند. آقاى هاشمى رفسنجانى در صفحه ۸۸ كتاب «بى پرده با هاشمى رفسنجانى» مى گويد: فاو عملياتى بود كه براى ختم جنگ طراحى كرده بوديم. هدف هم اين بود كه از جاده ساحلى به ام القصر برويم.
بنابراين انجام نبرد فاو در آن شرايط زمانى، مورد نياز مسئولان كشور بود و اجراى عمليات والفجر ،۸ مى توانست روحيه جديدى را براى فرماندهان و طراحان عملياتى به وجود آورده و موجب نشاط رزمى در آنان شده و همچنين قدرت دفاعى و عملياتى رزمندگان اسلام را بالا برده و يك بار ديگر نشان دهد به كارگيرى ابتكار عمل، قدرت و تفكر و كسب اطلاعات صحيح از دشمن مى تواند برترى در صحنه نبرد را به همراه داشته باشد و دشمن را منفعل كند. از طرفى به لحاظ موقعيت جغرافيايى شمال خليج فارس و منطقه فاو عمليات والفجر ۸ از اهداف سياسى و نظامى ويژه اى برخوردار بود كه مهم ترين نتايجى كه از آن حاصل شد، عبارت بودند از:
۱ـ تصرف شهر فاو و تأسيسات بندرى آن
۲ـ تصرف بخش انتهايى اروندرود و تسلط بر قسمتى ديگر از آن
۳ـ تأمين خور موسى و امكان تردد كشتيرانى امن به بندر امام خمينى(ره)
۴ـ تهديد بندر ام القصر، محل استقرار ناوگان نيروى دريايى عراق
۵ـ تأمين امنيت كشتيرانى در شمال خليج فارس و كمك به امنيت جزيره خارك
۶ ـ انهدام HY2 در رأس البيشه و يا تصرف سكوهاى پرتاب موشك هاى ضد سطحى
۷ـ انسداد مسير تردد ناوگان نظامى و تداركاتى رژيم بعثى عراق به خليج فارس از طريق خور عبد الله
۸ـ ايجاد فشار روانى بر كشورهاى عضو شوراى همكارى خليج فارس براى قطع حمايت هاى مالى، نظامى، سياسى و تبليغاتى از رژيم صدام.

روش هاى اِعمال غافلگيرى
براى پيروزى در هر نبردى غافلگير كردن دشمن و فريب وى يكى از اصول اساسى و عوامل مهم رسيدن به موفقيت است. به ميزان اهميت هر عمليات و نيز شرايط برترى دشمن، رعايت اصل غافلگيرى مى تواند كمك زيادى به رسيدن به نتايج مطلوب كند. دشمن بايد هم در تشخيص مكانى كه قرار است نبرد در آن صورت گيرد غافلگير شود و هم از زمان وقوع آن اطلاع نيابد و هم نبايد از تاكتيك ها و روش هاى عملياتى كه قرار است در درگيرى از آن استفاده شود، آگاهى يابد. بنابراين قرارگاه خاتم الانبياء (ص) براى غافلگير كردن دشمن اقدام هاى زير را انجام داد:

طرح ريزى عمليات فريب
از آنجا كه قبلاً نبردهاى خيبر و بدر در منطقه هورالهويزه از سوى رزمندگان اسلام انجام شده بود لذا با تشكيل قرارگاهى به نام «قرارگاه عمليات فريب» به دشمن نشان داده شد كه عمليات بزرگ بعدى قواى اسلام در اين منطقه صورت خواهد گرفت. بدين منظور رفتارها به گونه اى تنظيم شد كه شواهد و قرائن تك، به دشمن نشان داده شود. لذا اقدام هاى زير صورت گرفت :
الف) نقل و انتقال تجهيزات نظامى و نيروهاى رزمنده در شرايط علنى و نيز استتار شده و ستون كشى هاى ظاهرى و مكرر بخصوص چند روز قبل از آغاز عمليات والفجر
ب) تقويت خطوط اول و استقرار نيروهاى اطلاعات عمليات به منظور برخورد و دستگيرى نيروهاى نفوذى و اطلاعاتى دشمن
ج) استقرار سايت موشكى پدافند هوايى هاگ در منطقه عمومى هور كه به مفهوم آمادگى قواى اسلام براى يك عمليات جديد است
د) اقدام به شناسايى مواضع دشمن و كسب اطلاعات از يگان هاى ارتش بعثى مستقر در اين منطقه

برنامه ريزى براى اجراى تك پشتيبانى
از آنجا كه قرار بود همزمان با عمليات سپاه در منطقه فاو، ارتش جمهورى اسلامى ايران نيز در هر منطقه اى كه مى تواند با لشكرها و تيپ هاى سازمانى خود به انجام تك مستقل بپردازد، به طرح ريزى عمليات اقدام كند، بنابراين تك در محور شلمچه و منطقه چزابه كه در دستور كار ارتش قرار گرفته بود به عنوان تك پشتيبانى براى عمليات سپاه در فاو، محسوب مى شد. البته اجراى عمليات سپاه در فاو هم، نقش تك پشتيبانى براى عمليات ارتش را ايفا مى كرد. قرار بر اين بود كه عمليات در هر يك از محورهاى ارتش و سپاه كه موفق شد به عنوان تلاش اصلى قلمداد شده و محور بعدى به عنوان تك پشتيبانى محسوب شود. از آنجا كه پيشروى در محور شلمچه به دليل نزديكى آن به شهر بصره براى دشمن بسيار خطرناك تلقى مى شد، بنابراين چنانچه يگان هاى ارتش مى توانستند خط اول دشمن در اين ناحيه را به تصرف خود درآورند، باعث عدم جابه جايى فورى واحدهاى ارتش بعثى به سمت منطقه تلاش اصلى مى شد. البته، متأسفانه تك ارتش در شلمچه قرين موفقيت نشد.

طرح ريزى عمليات محدود
فرماندهى كل سپاه با به كارگيرى بخشى از توان يگان هايى كه در مرحله اول عمليات والفجر ۸ براى آنها مأموريتى پيش بينى نشده بود در منطقه ام الخصيب واقع در روبه روى شهر خرمشهر و جزيره بوارين واقع در خاك عراق، عملياتى را طراحى كرد تا يگان هاى دشمن در اين منطقه را درگير نگه داشته و از امكان اعزام فورى آن ها به منطقه اصلى عمليات در جبهه فاو جلوگيرى كند. لازم به ذكر است كه بلافاصله پس از آغاز عمليات در منطقه فاو، اين يگان ها به آن ناحيه اعزام شدند.

عمليات حفظ اطلاعات
از آنجا كه بايد آماده سازى منطقه تلاش اصلى عمليات كه در فاصله ۸۰ كيلومترى جنوب شرقى آبادان قرار داشت براى دشمن پوشيده باقى مى ماند، لذا شديد ترين تدابير حفاظت اطلاعات از منطقه خسرو آباد تا دهانه اروند رود از يك سو و از شبه جزيره آبادان تا بهمنشير از سوى ديگر، برنامه ريزى و به مرحله اجرا درآمد. بدين منظور واحدهاى دژبانى در تمام مسيرهاى ورود به منطقه مستقر شد و از تردد يگان ها و رزمندگانى كه حضورشان در اين ناحيه ضرورى نبود جلوگيرى مى كردند و براى عبور خودروهاى مهندسى و يا تجهيزات جنگى و يا فرماندهان تاكتيكى فقط عبور با كارت تردد ويژه امكان پذير مى بود. البته قبل از آن همه فرماندهان قرارگاه ها و لشكرها و تيپ ها و ساير يگان هاى پشتيبان خدمات رزمى، توجيه شده بودند كه براى ترددهاى ضرورى با استفاده از تاريكى شب و با چراغ خاموش و با كمترين سر و صدا به انجام مأموريت خود بپردازند. لازم به ذكر است كه با استفاده از اين تدابير ظرف سه ماه بزرگ ترين عمليات مهندسى كه در شرايط عادى به دو سال وقت نياز داشت، براى آماده كردن شرايط عمليات در مناطق نزديك به خط تماس، انجام گرفت.

كنترل اطلاعاتى دشمن
به منظور مراقبت از شرايط دشمن و اطمينان از غافلگير بودن وى، واحدهاى اطلاعات عمليات با استفاده از دكل هاى بلند ديده بانى كه در منطقه وجود داشت به طور مرتب دشمن را زير نظر قرار داده و تغييرات آرايشى و آمادگى وى را كنترل مى كردند. از طرفى با در اختيار گرفتن عكس هوايى از منطقه فاو كه توسط هواپيماهاى RF4، صورت مى گرفت امكان بررسى بيشتر دشمن فراهم مى آمد. تمام اقدام هاى تاكتيكى دشمن رصد مى شد و ميزان حجم آتش هاى وى بر روى نقشه و در يك منحنى ثبت مى شد تا تغييرات معنى دار آن از نظر هوشيارى دشمن مورد ارزيابى قرار گيرد.
پنج روز قبل از آغاز عمليات، اطراف قرارگاه مركزى خاتم الانبياء از سوى هواپيماهاى دشمن بمباران شد. برخى از فرماندهان اين بمباران را ناشى از لو رفتن عمليات و به هم خوردن غافلگيرى ارزيابى مى كردند ولى با بررسى هاى بيشتر معلوم شد كه هواپيماهاى ارتش بعثى براى حمله به نفتكشى در خليج فارس كه نفت صادراتى ايران را حمل مى كرد، اعزام شده بودند كه در بازگشت از مأموريت، بمب هاى مصرف نشده را به طور اتفاقى در ميان نخلستان هاى ايران رها كرده اند. چنانچه اين كنترل اطلاعاتى وجود نداشت ممكن بود به اشتباه اين اقدام دشمن، تفسير غلط شده و باعث تأثير بر روى عمليات شود.
عمليات والفجر ۸ در ششمين سال جنگ تحميلى و در روز ۲۰ بهمن سال ۱۳۶۴ در مرز جنوبى استان خوزستان و در جنوب جزيره آبادان، در منطقه فاو، در آن سوى رودخانه اروند رود، محدود به منطقه رأس البيشه و خورعبدالله صورت گرفت.

انتخاب منطقه غافلگير كننده
دشمن امكان عمليات در منطقه مثلث فاو را از نظر منطق كلاسيك نظامى رد مى كرد. اسناد به دست آمده پس از عمليات والفجر ۸ نشان مى دهد بخش هاى اطلاعاتى ارتش بعثى، با كمك اطلاعات دريافتى از ماهواره ها، عكس هاى هوايى و مشاهده فعاليتهاى ايران، به اين نتيجه رسيده بودند كه قرائن و شواهد يك تك گسترده از سوى قواى ايران در منطقه فاو و رأس البيشه وجود دارد ولى نيروهاى عملياتى ارتش صدام با توجه به منطق نبرد، امكان عبور از رودخانه اروند رود و انجام يك تهاجم وسيع بدون داشتن پل هاى متعدد بر روى رودخانه اروند رود و نيز مشكل تدارك نيروهاى تك كننده و نيز تداوم عمليات از سوى يگان هاى مهاجم را منتفى مى دانستند و اجراى چنين عملياتى را خودكشى بزرگ و يك اشتباه استراتژيك براى ايران، ارزيابى مى كردند.
بنابراين مى توان اين گونه برداشت كرد كه عامل اصلى غافلگير شدن دشمن، عدم درك صحيح ستاد ارتش بعثى از استراتژى ايران در آن زمان و نيز برنامه ريزى هاى گسترده سپاه براى انجام يك عمليات كاملاً موفق بود.

موقعيت مكانى منطقه عمليات
زمين منطقه عمليات والفجر ،۸ شامل شبه جزيره فاومى شد كه بين رودخانه اروند واقع در جنوب استان خوزستان و خليج فارس و خورعبدالله قرار گرفته است. اين سرزمين تحت تأثير جزر و مد آب خليج فارس و رطوبت دائم حاصل از آن و نيز نهرهاى منشعب از اروندرود قرار دارد. به همين دليل قسمت عمده اى از زمين منطقه عمليات، باتلاقى، نمك زار و سست است و در نتيجه براى تردد خودروها و نيز تانك ها و نفربرها مناسب نيست. بخش ديگرى از زمين منطقه عمليات، پوشيده از نخلستان و نهرهايى است كه اين نخل ها را آبيارى مى كنند لذا تردد خودروهاى رزمى و زرهى منحصراً از طريق سه جاده اصلى آسفالته كه يكى جاده ساحلى به ام القصر، و ديگرى جاده بصره- فاو و ديگرى جاده استراتژيك فاو است صورت مى گيرد و ساير نقاط براى تردد خودروها و ادوات جنگى و حتى براى رفت و آمد نفرات پياده، مناسب نيستند و امكان گسترش يگان هاى رزمى زياد به دليل وضعيت و عواض زمين، وجود ندارد.
از طرفى تراكم بيش از حد يگان هاى نظامى در اين منطقه موجب آسيب پذيرى آنها مى شود.
عمق آب رودخانه اروند رود، كه از خليج فارس تأثير مى پذيرد به طور متوسط به ۸ متر مى رسيد، به طورى كه امكان كشتيرانى در آن را فراهم مى آورد و كشتى هاى تا ۳۰ هزار تنى قبل از آغاز جنگ در آن تردد مى كردند ولى به دليل بروز جنگ، سال ها بود كه در آن كشتيرانى صورت نگرفته بود و چون لايروبى هم نشده بود، لذا تردد كشتى ها مستلزم آب نگارى جديد مى بود ولى در عين حال براى عبور يدك كش هاى سبك و بارج هاى باربرى و نيز لنج ها به شرطى كه ناخداى آنها آشنا به وضع رودخانه مى بود، مشكلى ايجاد نمى كرد. عرض اين رودخانه بين ۷۰۰ تا ۱۱۰۰ متر است و پل زدن بر روى آن، شرايط ويژه اى را مى طلبيد. در ساحل رودخانه، پوششى از چولان (بوته هاى بلند) و نى وجود داشت. ارتفاع چولان ها به حداكثر ۱‎/۵متر و ارتفاع نى ها به ۳ تا ۴ متر مى رسيد؛ به گونه اى كه انسان به راحتى مى توانست در ميان آنها مخفى شود. ولى همين امر از گسترش يگان هاى مانورى در آنها، جلوگيرى مى كرد. همچنين، نخلستان هاى بزرگى در دو طرف ساحل اروندرود در سَمت خودى و دشمن وجود داشت كه عمق آن بين ۲ تا ۵ كيلومتر متغير بود و زمين اطراف آن اغلب سست و نامناسب براى تردد واحد هاى رزمى بود. اين نخلستان ها، زمين منطقه عمليات را به دو قسمت مجزا تقسيم مى كرد و براى يگان هاى رزمى، محدوديت فراوانى را ايجاد مى كرد.
پس به طور خلاصه وضع منطقه عمليات يا زمين درگيرى مجموعه اى بود از عوارضى شامل: ۱- باتلاق ۲- نمك زار ۳- رودخانه ۴- نخلستان ۵- شهر ۶- روستا ۷- چولان ۸- جاده هاى آنتنى عمود بر اروندرود ۹- درياچه نمك ۱۰- همجوارى با دريا در خورعبدالله ۱۱- نهرهاى متعدد متصل به اروند رود
عوارض طبيعى فوق سرزمين نسبتاً پيچيده اى را براى انجام يك تك موفق ايجاد كرده بود كه در تركيب با عوارض مصنوعى اى كه دشمن در ساحل دور اروندرود به وجود آورده بود موجب ابهام زيادى در برنامه ريزى براى آفند در اين منطقه مى گرديد. ولى از آنجا كه ارزش نظامى و سياسى اين منطقه براى رژيم بعثى عراق، فوق العاده مهم بود، بنابراين بايد طراحان عمليات عوارض فوق را به عنوان مشكلات طرح عملياتى ملاحظه كرده و براى فائق شدن بر آنها راهكارهاى مناسب تاكتيكى در نظر مى گرفتند. بنابراين فرماندهى قرارگاه خاتم الانبياء(ص) تصميم گرفت تا نحوه عبور از رودخانه، چگونگى جنگيدن در نخلستان، باتلاق و شيوه درگيرى هاى شهرى را به رزمندگان لشكرها و تيپ هاى شركت كننده در اين عمليات، آموزش دهد.

وضعيت و شرايط كشور عراق در زمان عمليات والفجر
۱ـ در اين سال، دولت عراق نيمى از توليد ناخالص داخلى سالانه خود، يعنى در حدود ۱۴ميليارد دلار را به خريد تسليحات و فناورى ساخت سلاح هاى مورد نياز اختصاص داد.
۲ـ در اين سال برترى كامل نظامى ارتش بعثى برقواى ايران برقرار بوده است. استعداد نيروى هوايى آن كشور حدود ۶۰۰ فروند از انواع هواپيماهاى بمب افكن و شكارى شامل انواع هواپيماهاى توپولف، انواع ميگ هاى جنگنده ۲۱ ، ۲۳ ، ۲۵ و ۲۷ و هواپيماهاى جنگى سوخوى ۵ و ۷ و جنگنده بمب افكن هاى ميراژ F1 و هواپيماهاى مخصوص حمل موشك هاى ضد سطحى به نام سوپر استاندار بود كه از فرانسه به همراه خلبان در اختيار گرفته بود. گفته مى شود در آن زمان، استعداد عملياتى نيروى هوايى عراق ۶ برابر نيروى هوايى ايران بوده است.
۳ـ در اين سال كمك هاى مالى كشورهاى عربى به عراق از جمله عربستان سعودى، امارات، كويت و ... كماكان ادامه داشته است و اين كشورها از نظر سياسى، اقتصادى، روانى و تبليغاتى نيز به شدت از رژيم صدام پشتيبانى مى كردند. رژيم هايى مانند مصر و اردن نيز از نظر سياسى، تبليغاتى و كمك هاى نظامى در كنار صدام بودند.
۴ـ در اين سال حمايت كشورهاى اروپايى از رژيم بعثى در زمينه صدور تسليحات به اين كشور افزايش يافت به طورى كه فرانسه هواپيماهاى ميراژ ۰۲۰۰-F1، سوپراتاندار و بمب هاى ليزرى و موشك هاى ضد كشتى اگزوسه و موشك هاى ضد رادار و نيز بالگردهاى سوپر فِرِلون مجهز به موشك هاى اگزوسه براى پرواز بر فراز خليج فارس به منظور ايجاد توانايى در ارتش بعثى براى حمله به پايانه هاى نفتى ايران و نيز نفتكش ها را در اختيار اين رژيم گذاشت. كشور آلمان نيز بر صدور فناورى ساخت سلاح هاى شيميايى به رژيم صدام افزود. شوروى نيز كماكان تسليحات پيشرفته خود از جمله انواع هواپيماها، بالگردها، تانك ها و نفربرها و موشك هاى زمين به زمين دور برد را در اختيار اين رژيم قرار مى داد. آمريكا هم علاوه بر كمك هاى اعتبارى به انتقال اطلاعات از هواپيماهاى آواكس و نيز اطلاعات ماهواره اى به رژيم صدام، ادامه مى داد.
۵ـ در اين سال ارتش بعثى، تلاش مى كرد جنگ را در خليج فارس و از طريق حمله به نفت كش ها و بنادر نفتى ايران از جمله جزيره خارك گسترش دهد. از طرفى سعى مى كرد در جبهه هاى زمينى داراى آرايش دفاعى و نيز سيستم پدافندى قابل اعتمادى باشد و براى وارد كردن فشار روانى بر مردم ايران، به جنگ شهرها در مواقع خاصى ادامه دهد. در اين سال ارتش بعثى، توانايى حمله هوايى به شهرهاى دورتر ايران را هم پيدا كرد و علاوه بر آن مراكز اقتصادى ايران را مورد حمله هوايى نيز قرار مى داد.
۶ ـ همچنين در اين سال استفاده از كمك هاى اطلاعاتى آمريكا براى كنترل تحركات نظامى ايران بخصوص از طريق هواپيماهاى آواكس مستقر در عربستان افزايش يافت.

استعداد دشمن در منطقه عملياتى
منطقه عملياتى والفجر ۸ در حوزه استحفاظى سپاه هفتم ارتش بعثى، قرار داشت. مسئوليت اين سپاه از منطقه ابوالخصيب در جنوب شهر بصره تا رأس البيشه در دهانه اروند رود تعيين شده بود و قرارگاه تاكتيكى آن در ابوالخصيب قرار داشت. سپاه هفتم، طول خط پدافندى اروند رود را با دو لشكر ۱۵ و ۲۶ پياده و يگان هايى از نيروى ساحلى ارتش بعثى پوشانده بود.
لشكر ۱۵ پياده با به كارگيرى تيپ هاى ۸ ، ۱۰۴ ، ۴۰۱ ، ۴۳۶ و ۴۳۹ پياده، دو گردان كماندويى، پنج گردان تانك و نفربر، پنج گردان جيش الشَعبى و با پشتيبانى آتشِ گردان هاى ۱۵ و ۲۰ توپخانه صحرايى، از ابوالخصيب تا جنوب سيبه- مقابل پالايشگاه آبادان- گسترش داشت.
لشكر ۲۶ پياده نيز با به كارگيرى تيپ هاى ۱۰۷ ، ۱۱۳ ، ۱۱۰ و ۱۱۱ پياده، ناوتيپ هاى ۷ و ۷۲ دريايى، گردان ۲۲ دفاع الواجبات، دو گردان كماندو، دو گردان تانك و نفربر، چهار گردان جيش الشعبى و با كمك آتش پشتيبانى گردان هاى ۲۲ ، ۹۴ ، ۷۹ ، ۳۳ ، ۶۳۲ توپخانه صحرايى، از جنوب زياديه تا رأس البيشه مستقر بود.
با شروع عمليات والفجر ،۸ لشگرهاى زير نيز به منظور تقويت يگان هايى در خط دشمن و همچنين انجام پاتك هاى فورى، وارد منطقه درگيرى شدند.
ـ لشكرهاى ۱۰ ، ۱۲ ، ۶ و ۳ زرهى

استراتژى نظامى دشمن
راهبرد نظامى دشمن در هنگام انجام عمليات والفجر ۸ براى ادامه جنگ در سرتاسر جبهه هاى نبرد، عبارت بود از:
۱ـ استراتژى دفاع مطلق در جبهه ها، به منظور از دست ندادن سرزمين و مستحكم سازى خطوط اول دفاعى با كمك فعاليت هاى شديد مهندسى و مسلح كردن زمين با انواع موانع و ميادين مين و نيز تك هاى محدود به مواضع قواى ايران
۲ـ فرسايشى كردن جنگ و خسته كردن ايران، با نپذيرفتن شرايط جمهورى اسلامى ايران
۳ـ گسترش جنگ به خليج فارس و باز كردن جبهه دريا و حمله به نفتكش ها و پايانه هاى نفتى ايران به منظور قطع درآمدهاى نفتى كشور و ايجاد فشار اقتصادى بر مردم
۴ـ توسعه جنگ به عمق كشور ايران از طريق جنگ شهرها و حمله هوايى به مراكز اقتصادى كشور با كمك دريافت هواپيماهاى دور پرواز از شوروى و فرانسه و نيز موشك هاى زمين به زمين
۵ ـ استفاده گسترده از سلاح هاى شيميايى در جبهه هاى جنگ و بخصوص در مقابل هرگونه تهاجم و پيشروى نيروهاى ايرانى

سازمان رزم خودى
قرارگاه خاتم الانبيا(ص) هدايت و اجراى عمليات والفجر ۸ را با دو قرارگاه عملياتى كربلا و نوح بر عهده داشت. پاسگاه تاكتيكى قرارگاه مركزى خاتم الانبياء با فاصله ۱۷۰۰ متر از خط مقدم و در بين نخلستان ها در پشت اروند رود احداث گرديد تا بتواند از نزديك، هدايت عمليات را بر عهده گيرد. اين براى نخستين بار بود كه قرارگاه مركزى عمليات در نزديك ترين نقطه به خط اول جبهه و زير برد آتش هاى خمپاره دشمن، احداث مى گرديد. شرايط ويژه اين عمليات موجب شده بود كه فرماندهى كل سپاه، قرارگاه تاكتيكى خود را در بين رزمندگان آماده براى تك، و در نزديك ترين مكان به خط تماس با دشمن، برپا نمايد.
در برنامه ريزى مانور عمليات، توجه به دو عامل به طور قابل ملاحظه اى در طرح ريزى نبرد والفجر ،۸ مؤثر بود.
۱ـ تجارب عمليات خيبر و بدر كه در منطقه هورالعظيم انجام شد.
اين دو عمليات نشان داد اگر مشكلات مربوط به پشتيبانى رزمى و پشتيبانى خدمات رزمى حل نشود و تدارك لازم از برنامه عمليات صورت نگيرد، تمام دستاوردهاى عمليات مورد تهديد جدى قرار مى گيرد. بنابراين استفاده از انواع پل و نيز بهره گيرى از انواع شناورهاى تداركاتى و همچنين امكان استفاده از آتش مؤثر توپخانه بايد در اولويت برنامه ريزى ها قرار گيرد و تا اطمينان از تأمين آنها، نبايد اجراى عمليات آغاز شود.
۲ـ پيچيدگى ها و ويژگى هاى خاص عمليات والفجر ۸
به دليل سختى هاى عمليات خيبر و بدر كه نوعى عمليات آبى- خاكى تلقى مى شد و در نهايت همه اهداف طرح ريزى شده براى آنها، هنگام اجراى عمليات، تحقق نيافت، بنابراين برخى از فرماندهان ارشد سپاه از جمله تعدادى از فرماندهان لشكرهاى خط شكن مثل لشكرهاى امام حسين (ع) و نجف اشرف درباره اين عمليات، ترديد داشته و از موفقيت آن نااميد بودند به گونه اى كه فرمانده كل سپاه نتوانست براى اين فرماندهان و اين يگان ها، مأموريت مؤثرى را در مرحله اول عمليات والفجر ۸ تعيين كند. البته آنها در مراحل بعدى عمليات فعالانه شركت داشتند.
فرماندهان ارتش نيز در بازديدى كه از اين منطقه، قبل از آغاز عمليات داشتند به اين نتيجه رسيدند كه انجام اين عمليات امكانپذير نيست و آن را يك طرح ناممكن مى دانستند. اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، تجربه گرانبهاى دو عمليات خيبر و بدر در هورالهويزه را به همراه خود نداشت، قطعاً طراحى عمليات والفجر ۸ با مشكل روبرو مى شد.

مشكلات برنامه ريزى براى عمليات
در طرح ريزى مانور اين عمليات چند مسأله حائز اهميت بود كه عبارتند از:
۱ـ عبور از رودخانه عريض اروند مهمترين مرحله اين عمليات بود. اروندرود بزرگترين رودخانه ايران است. آب چهار رودخانه كارون، كرخه، دجله و فرات از طريق اين رودخانه به خليج فارس مى ريزد و آب خليج فارس نيز در اين رودخانه جريان مى يابد. در واقع طبيعت اين رودخانه هم مانند يك خور است و هم مثل ساير رودخانه ها، آب شيرين در آن جريان دارد. آگاهى از وضع خاص اروند رود مثل جذر و مد و جريان هاى مختلف درون رودخانه در نوبت هاى خاص هفته، ساعت، شب و روز كه موجب ايجاد چهار وضعيت مختلف مى شد، در برنامه ريزى براى عبور نيروهاى خط شكن بسيار حياتى بود. در طراحى عمليات عبور غواص ها از اين رودخانه عريض بايد اين شرايط مدنظر قرار مى گرفت و بخصوص به فاصله زمانى بين جذر و مد كه بيش از ۴ ساعت به طول مى انجاميد توجه مى شد. حدود ۲۵۰۰ غواص بايد براى رسيدن به خط دفاعى اول دشمن با رعايت غافلگيرى در شرايط مد، از رودخانه عبور مى كردند تا به نزديك ترين نقطه از سنگرهاى اول دشمن برسند. اگر زمان شروع عمليات به خوبى تعيين نمى شد و عبور غواص ها با شرايط جذر رودخانه مواجه مى شد بايد نيروهاى خط شكن حدود ۲۰۰ متر را به صورت سينه خيز از ميان باتلاق ها و موانع موجود در آن ها، عبور نمايند كه در اين صورت موفقيت عمليات، با ابهام مواجه مى شد.
۲ـ عمليات عبور از موانع مصنوعى و شكستن خط اول دشمن و پاكسازى سر پل به دست آمده و توسعه آن به منظور ادامه عمليات.
۳ ـ مرحله بندى عمليات و وارد كردن عمده قوا براى رسيدن به اهداف مورد نظر كه نياز به واحدهاى شناورى كافى و مطمئن داشت.
۴ـ توسعه در عمق و استفاده از موقعيت براى تثبيت اهداف به دست آمده و گسترش منطقه نبرد.
۵ ـ پدافند و مقابله با پاتك هاى دشمن براى حفظ منطقه تصرف شده.
با توجه به مشكل انتقال ماشين آلات مهندسى همزمان با عبور عمده قوا، امكان احداث خاكريزهاى مناسب براى ايجاد خط دفاعى در مقابل دشمن از اولويت ويژه اى برخوردار بود.
۶ ـ برنامه ريزى براى عدم ورود به شهر فاو و دور زدن اين شهر به منظور آسيب نديدن غير نظاميانى كه احتمالاً در شهر وجود داشتند.
۷ ـ استفاده از يگان هايى كه قبلاً كمتر در خط شكنى هاى عمليات گذشته حضور داشتند به دليل وارد نكردن فرماندهانى كه اندكى ابهام در مورد موفقيت عمليات داشتند.
۸ ـ انجام عمليات در شب با توجه به اين كه شفافيت آب رودخانه اروند، امكان ديده شدن غواص هايى كه در سطح آب حركت مى كردند را فراهم مى آورد. از سوى ديگر دشمن گاهى اوقات از نورافكن هم براى مشاهده سطح رودخانه بخصوص در ناحيه اسكله فاو استفاده مى كرد.
۹ـ نياز به آماده كردن عقبه يگان ها در نخلستان هاى اطراف بهمنشير و نيز فضاى مناسب براى تمركز نيروها قبل از آغاز تك در ميان نخلستان هاى اطراف اروند رود و ايجاد اسكله ها و فضاهاى نگهدارى قايق هاى انتقال عمده قوا.
براى درك شرايط و حالت هاى مختلف اروند رود، ماه ها كار فشرده اطلاعاتى صورت گرفت و با جمع بندى اطلاعات موجود در تاريخچه اين رودخانه و نيز شرايط جوى منطقه خسروآباد و فاو، در ۲۰ سال گذشته كه از اداره هواشناسى گرفته شد وضع رودخانه براى طراحى عمليات، مورد مطالعه قرار گرفت.
براى اجراى عمليات عبور غواص ها از رودخانه، آموزش ها و تمرين هاى زيادى انجام شد تا شرايط روحى و جسمانى نيروهاى عمل كننده به حد مطلوب برسد. اين عمليات، اوج خطر پذيرى نيروهاى انقلاب را به نمايش گذاشت. در اين باره، يكى از نگرانى هاى اصلى طراحان عمليات، تأثير جريان آب بر حركت غواص ها هنگام عبور از رودخانه و دور شدن آنها از هدف معين واگذار شده به آنها بود.
علت استفاده از لباس غواصى نه براى حركت در زير آب، بلكه براى سرعت بخشيدن به حركت نيروهاى خط شكن در داخل رودخانه با استفاده از فين هاى غواصى و نيز ايجاد حداقل گرما براى نيروها تا توان جسمانى آنها پس از عبور از رودخانه براى جنگيدن با دشمن، كاهش نيابد.
براى مرحله بندى عمليات، پى بردن به نحوه مناسب عبور از رودخانه، چگونگى شكستن خط اول دشمن و گرفتن سر پل مناسب و چگونگى هوشيارى دشمن و شيوه گسترش يگان ها در خط، قطعاً نيازمند حضور اطلاعاتى در غرب اروند رود و شناخت بيشترى از واكنش هاى دشمن بود. اما با توجه به تهيه عكس هاى هوايى، نقشه هاى نظامى و اطلاعات به دست آمده از زمين مورد نظر، مرحله بندى عمليات به گونه اى مناسب صورت گرفت و چهار مرحله براى اين عمليات مشخص شد.
۱ـ عبور از رودخانه اروند و شكستن خط اول دشمن و پاكسازى سر پل به دست آمده از عناصر دشمن با كمك نيروهاى ويژه غواص.
۲ ـ تصرف شهر بندرى فاو، رسيدن به خورعبدالله و استقرار در منطقه مثلثى شكل شمال شهر فاو و استقرار در پايگاه دوم موشكى در شمال غربى شهر.
۳ ـ پيشروى يگان ها تا ابتداى كارخانه نمك و تشكيل خط دفاعى به موازات اين منطقه از ساحل تا خورعبدالله.
۴ ـ رسيدن به زمين هاى انتهاى كارخانه نمك و كانال انتهاى آن، واقع در جاده ام القصر تا ساحل رودخانه اروند. مأموريت مرحله اول به عهده لشكرهاى ۷ ولى عصر(عج)۵، نصر، ۴۱ ثارالله(ع)، ۱۹ فجر، ۳۱ عاشورا، ۲۵ كربلا، ۱۴ امام حسين(ع)، و تيپ هاى ۴۴ قمر بنى هاشم(ع) و ۳۳ المهدى(عج) بود. در مرحله دوم، لشكرهاى ۲۷ محمد رسول الله(ص)، ۱۷ على ابن ابيطالب(ع) و در مرحله سوم، لشكرهاى ۸ نجف و ۳۱ عاشورا براى اجراى طرح مانور انتخاب شدند. در مرحله چهارم نيز همه يگان ها براى انجام عمليات مد نظر بودند. درباره توسعه عمليات در عمق بايد به اين نكته توجه داشت كه در نبردهاى بزرگى كه پس از فتح خرمشهر انجام شد، همواره ميان عمق بخشيدن به عمليات و توان موجود از يك سو، و هماهنگى پيشروى با پشتيبانى عمليات از لحاظ مهندسى و آتش و لجستيك و… از سوى ديگر، تعارض وجود داشته است. در اين عمليات توسعه در عمق و استمرار عمليات از شرايط حفظ موفقيت هاى به دست آمده بود كه با استفاده از شكل زمين انجام شد. البته اگر توان پيشروى براى رسيدن تا منطقه ام القصر در اختيار بود شرايط جبهه ها دچار تحول اساسى ترى مى شد و شرايط براى تسليم دشمن سريعتر فراهم مى شد.

مراحل اجراى عمليات
پس از اين كه براى مسئولان كشور مشخص شد عمليات بزرگ سال در منطقه فاو بايد صورت گيرد بنابراين طرح ريزى مانور اين عمليات با دقت زيادى انجام گرفت و سازمان رزم مناسب انتخاب گرديد و مانور يگان ها به تصويب رسيد. براى اجراى اين عمليات ۱۵۰ گردان برآورد شده بود اما در نهايت عمليات با ۹۰ گردان انجام شد و امكان تأمين ۶۰ گردان باقى مانده فراهم نشد. به طور كلى اين عمليات در سه مرحله متوالى زمانى به شرح زير انجام شده است.
مرحله اول شكستن خطوط دشمن در ساحل دور اروندرود و انهدام يگان هاى مستقر در آن و پيشروى به سوى اهداف تعيين شده و تصرف آنها، كه به مدت چهل و هشت ساعت به طول انجاميده است.
مرحله دوم كه به مدت يك هفته انجام شده است و در آن پاكسازى مناطق تصرف شده از وجود دشمن و گرفتن غنايم و به عقب بردن اسيران و مقابله با پاتك هاى فورى دشمن با رزمندگان اسلام در اين مرحله صورت گرفته و موجب تشكيل خط پدافندى در قاعده مثلث شبه جزيره فاو شده است.
مرحله سوم كه نزديك به هفتاد روز به طول انجاميده است مرحله تثبيت موفقيت هاى انجام شده و دفع پاتك هاى گسترده و با فرصت دشمن بوده است كه طى آن يگان هاى خودى، ضمن انهدام يكان هاى پاتك كننده توانسته اند، قدرت دفاع رزمندگان اسلام را در مقابل پاتك هاى سنگين دشمن كه با واحد هاى ويژه از جمله لشكرهاى گارد رياست جمهورى و نيز با به كارگيرى سلاح هاى شيميايى و سلاح هاى موشكى و حملات وسيع هوايى صورت مى گرفته است به نمايش بگذارند. در نهايت دشمن از ادامه پاتك به منظور بازپس گيرى سرزمين هاى از دست داده مأيوس شد و منطقه رأس البيشه تا فاو و از آنجا تا درياچه نمك به تصرف رزمندگان اسلام درآمد و در نتيجه ارتباط دريايى عراق با خليج فارس قطع شد.
فرماندهان عراقى نام اين عمليات را «معركه كمر شكن» گذاشتند، به دليل آن كه اين تهاجم ، حمله اى بود كه بر اثر آن «اراده» و «قدرت تلافى» دشمن در هم شكست.

شرح عمليات
عمليات در ساعت ۱۰: ۲۲ روز ۱۳۶۴‎/۱۱‎/۲۰ با رمز «يا فاطمه الزهرا(س)» از منطقه عمومى جنوب خسرو آباد تا انتهاى جزيره آبادان با عبور غواصان از اروند رود آغاز شد.
با شروع عمليات، غواص ها كه از قبل به درون آب رفته و از اروند عبور كرده و در نزديكى سنگرهاى دشمن به كمين نشسته بودند، تهاجم خود را براى شكستن خط دشمن و پاكسازى آن آغاز كردند. البته در بعضى از نقاط غواص ها با مشكلاتى در عبور از اروند مواجه شدند. از جمله غواصان لشكر۲۵ كربلا براى رفتن به سمت اسكله فاو با نور افكن هايى كه دشمن بر روى سطح رودخانه روشن كرد و با تيراندازى بى هدف آن ها بر روى رودخانه مواجه شدند ولى از آن جايى كه دشمن پى به وجود غواصان در آب و نيز آغاز عمليات نبرده بود، لذا پس از مدتى نورافكن هايى را كه به طور آزمايشى روشن كرده بود خاموش كرد و تيراندازى متوقف شد. اكثر غواص ها براى اين كه در مقابل دشمن ديده نشوند آيه ۹ سوره يس را قرائت مى كردند به اين شرح : «وجعلنا من بين ايديهم سدا و من خلفهم سدا فاغشيناهم فهم لايبصرون» آنها معتقد بودند كه با خواندن اين آيه، خداوند به آنها كمك خواهد كرد تا از چشم دشمن مخفى بمانند. برخى از غواص ها مى گويند: پس از آن كه وارد رودخانه شديم، سطح رودخانه را موجى فرا گرفت كه باعث شد سرهاى ما در ميان امواج از ديد دشمن مخفى بماند.
پس از رسيدن گروه اول غواصان به خط مقدم دشمن و آغاز درگيرى ها، همزمان آتش پر حجم ادوات و توپخانه صحرايى روى ساحل جنوبى اروند نيز از سوى يگان هاى مربوطه به اجرا درآمد و نيروهاى خط شكن و نيز رزمندگان دنبال پشتيبان كه با كمك قايق هاى موتورى به سرعت به ساحل دور اروند رود منتقل شده بودند، به توسعه سر پل خود در محدوده هر يگان مبادرت ورزيدند.
پس از پاكسازى خط اول، بايد به منظور مقابله با پاتك هاى دشمن و نيز تثبيت و تأمين سر پل اوليه، دو حركت عمده از سوى يگان هاى خودى انجام مى شد.
۱ـ دور زدن و محاصره نمودن شهر فاو به منظور پرهيز از جنگ شهرى
۲ـ پيشروى به سمت محور ساحلى، واقع در جناح شمالى منطقه عمليات
۳ ـ پاك سازى كامل منطقه رأس البيشه به منظور ايجاد فضايى امن به منظور حركت شناورهاى سنگين براى انتقال ماشين آلات مهندسى و نيز ساير تجهيزات پشتيبانى.
بر همين اساس، دو لشكر پرتوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، عمليات خود را با هدف پاكسازى و الحاق خط اول آغاز كردند و قبل از روشن شدن آسمان پس از درهم شكستن مقاومت هاى ضعيف دشمن، لشكر ۲۵ كربلا كه مأمور تصرف شهر فاو بود، با حضور در مدخل ورودى شهر به محاصره آن پرداخت. در جنوب شهر نيز يكى ديگر از يگان ها با طى مسافت زيادى در عمق، به پيشروى خود به سمت خورعبدالله ادامه داد و در نتيجه اين شهر از شمال و جنوب به محاصره يگان هاى خودى درآمد.
همزمان با اجراى عمليات اصلى در منطقه فاو، قرارگاهى كه مأموريت داشت تا به منظور درگير نگه داشتن نيروهاى دشمن در منطقه ام الرصاص اقدام به اجراى تك كرده و جزيره بُوارين را تصرف كند، موفق شد اين جزيره را به تصرف خود درآورده و در حدود ۸۰درصد از جزيره ام الرصاص نيز پيشروى كند ولى به دليل فشارهاى دشمن كه تصور مى كرد محور اصلى عمليات از اين منطقه است، يگان هاى تك كننده، عقب نشينى كردند با اين حال بخشى از اهداف تك در اين محور تا حدودى تأمين شد.
پس از محاصره شهر فاو و حضور يگان هاى مانورى در محور ساحلى و نيز دستيابى به خورعبدالله، پاكسازى منطقه رأس البيشه از باقى مانده نيروى دشمن آغاز شد. لشكر المهدى (عج) كه عمليات در اين منطقه را انجام مى داد با مقاومت هاى شديدى مواجه شد و دشمن با سنگر گيرى بر بالاى مناره يكى از مساجد كه بر اروند رود مسلط بود مزاحمت هاى زيادى را فراهم آورد ولى رزمندگان لشكر المهدى(عج) توانستند با عبور از محورهاى ديگر و از پشت دشمن به سمت مسجد حركت كرده و آتش دشمن را خاموش كنند.
در روز اول عمليات، رزمندگان اسلام موفق شدند تا شهر فاو را به تصرف كامل خود درآورند و پرچم گنبد حضرت ثامن الأئمه را كه از مشهد به جبهه آورده بودند بر بالاى بلندترين مناره مسجد آن شهر نصب نمايند. همزمان با پيشروى در اطراف شهر فاو، نخلستان هاى شمال و جنوب آن هم به طور كامل از وجود دشمن پاكسازى شد. لشكرهاى ثارالله و المهدى هم در همين زمان موفق شدند تا با پيشروى به سمت دومين پايگاه موشكى دشمن، نيروهاى موجود ارتش بعثى در اين محور را منهدم و يا به اسارت خود درآورند. لازم به ذكر است كه به محض آغاز عمليات، دشمن تجهيزات پرتاب و نيز موشك هاى ساحل به درياى خود را از اين پايگاه ها تخليه كرد و در نتيجه فقط چند خودروى رادارى مربوط به سيستم هاى پرتاب موشكى به غنيمت رزمندگان اسلام درآمد. تا قبل از عمليات والفجر ۸ دشمن از اين پايگاه هاى موشكى حدود ۹۰ فروند موشك HY2را به سمت كشتى هايى كه از طريق خورموسى به سمت بندر امام خمينى در حال حركت بودند پرتاب كرده بود.
در نتيجه تا پايان روز اول، يگان هاى خودى موفق شدند علاوه بر تصرف شهر فاو و پاكسازى كامل منطقه، در شمال شهر و در جاده محور ساحلى حضور يابند و به اين ترتيب اهداف مورد نظر در مراحل اول و دوم عمليات، با موفقيت كامل تأمين شد.
با توجه به اهميت محور ساحلى در كنار خورعبدالله و حساسيت دشمن نسبت به آن، پس از گذشت ۳۶ ساعت از آغاز تك، نخستين پاتك ارتش صدام متوجه اين محور شد؛ اما موفقيتى در بر نداشت. همان گونه كه قبلاً ذكر شد دشمن كه تصور مى كرد محور اصلى عمليات ازسمت جزيره ام الرصاص و يا منطقه هورالهويزه به خاطر نزديكى اش به بصره است، بيشتر توجه خود را به اين منطقه معطوف كرده بود؛ اما سرانجام پس از سه روز از آغاز تك، متوجه اساسى بودن عمليات و تلاش اصلى در منطقه فاو شد و لشكر گارد رياست جمهورى را وارد درگيرى در اين منطقه كرد.
قبل از آغاز عمليات با انجام فعاليت هاى شديد مهندسى كه با استتار كامل صورت مى گرفت سپاه موفق شد حدود ۵۰۰ عراده توپخانه صحرايى، توپخانه پدافند هوايى و تانك را در مواضع مناسبى كه ساخته بود در منطقه عمومى جزيره آبادان و در بين نخلستان ها مستقر كند اين اقدام اين امكان را براى قرارگاه خاتم الانبياء فراهم كرده بود تا دشمن را از حدود ۱۰۰ كيلومترى قبل از رسيدن به منطقه فاو و در مسير حركت خود بر روى خطوط مواصلاتى منطقه و جاده هاى ارتباطى، زير آتش سنگين توپخانه دوربرد سپاه و ارتش قرار دهد. پس از ورود لشكر گارد به منطقه براى انجام پاتك، يگان هاى خودى با اجراى آتش انبوه توپخانه و ادوات به اين لشكر هجوم بردند. در اين ميان، دشمن به منظور پشتيبانى از لشكر گارد در ساعت ۳۰: ۵ صبح روز ۱۳۶۴‎/۱۱‎/۲۴ به حمله شيميايى عليه مواضع رزمندگان اسلام مبادرت ورزيد؛ ولى به دليل ترس خلبان هاى هواپيماهاى عراقى از مورد اصابت قرار گرفتن، آنها بخشى از بمب هاى شيميايى را در ميان نيروهاى لشكر گارد صدام فرو ريختند كه به مصدوميت تعدادى از آنان منجر شد.
در ادامه عمليات، يگان هاى خودى در محور جاده استراتژيك، جاده ام القصر و كارخانه نمك، بر حملات خود شدت بخشيده و توانستند ضمن تصرف نيمى از كارخانه نمك، روى جاده ام القصر نيز خطى دفاعى به موازات اين كارخانه تشكيل دهند. سپس، در چند شب درگيرى متوالى، يگان هاى خودى با درهم شكستن خطوط دشمن موفق شدند در شب هشتم عمليات، خود را به سه راهى كارخانه نمك رسانده و با ساخت چند رده خاكريز بلند و آرايش مناسب و استقرار سلاح هاى ضد زره، در پشت آن مستقر شوند و خط پدافندى اوليه خود را تشكيل دهند.
از روز هشتم به بعد با تشكيل خط مناسب پدافندى، دشمن كه خود را به طور كامل پيدا كرده و حواس خويش را بازيافته بود، پاتك هايش را مجدداً آغاز كرد. ابتدا، از جاده فاو- البِحار وارد عمل شد كه با مقاومت رزمندگان اسلام مواجه و با از دست دادن تعدادى از نفرات و انهدام تجهيزات خود عقب نشست. سپس، از جاده استراتژيك، تهاجم خود را روى سه راهى كارخانه نمك متمركز كرد؛ اما بر اثر اجراى آتش شديد خمپاره وتوپخانه، انهدام قابل توجهى را متحمل شده و با بر جاى گذاردن تعداد زيادى كشته و زخمى عقب نشينى كرد. در روز يازدهم عمليات، به منظور تكميل خط پدافندى و تثبيت آن، از سوى رزمندگان اسلام در سراسر محور ساحلى و ميانى جبهه، آب رها شد و به اين ترتيب، دشمن از تلاش مجدد براى پاتك در محورهاى ياد شده نااميد شد. در مجموع درگيرى هاى فاو و پاتك هاى دشمن ۷۵ روز به طول انجاميد. پس از اين مدت دشمن از باز پس گيرى منطقه مثلث فاو نااميد شد و به پاتك هاى خود خاتمه داد.
عمليات والفجر ۸ طولانى ترين عمليات دوران جنگ بود و تثبيت منطقه تصرف شده در آن كار عظيمى بود كه كارشناسان نظامى دنيا به ايران، در طرح ريزى و اجراى چنين نبردى آفرين گفتند.

نتايج عمليات
عمليات فاو با موفقيت بزرگى كه پس از گذشت حدود ۳ سال از عمليات بيت المقدس نصيب مردم ايران كرد، آغاز يك تحول بزرگ و گشايشى عمده در جبهه هاى جنگ بود كه به نوبه خود منجر به فتوحات ديگرى از جمله عمليات كربلاى ۵ و عمليات والفجر ۱۰ شد. اين عمليات بزرگترين پيروزى رزمندگان اسلام پس از فتح خرمشهر در سال ۱۳۶۱ بود. نتايج عمليات والفجر ۸ به شرح ذيل جمع بندى مى شود:
۱- اين عمليات بر اساس يك تفكر پيچيده و خلاق نظامى و به وسيله انسان هايى ورزيده و آموزش ديده و شجاع و شهادت طلب كه توانستند با تاكتيك مناسب دشمن را غافلگير كنند، انجام شد و به همين دليل ارزيابى از توان نظامى سپاه را در داخل و خارج كشور تحت تأثير قرار داد.
۲- اين عمليات نشان داد قدرت خلاقيت و ابتكار عمل فرماندهان و طراحان عمليات توانسته است كمبود شديد يگان هاى مانورى، امكانات و مقدورات مورد نياز براى عمليات را تا حد زيادى جبران كند. فرماندهان سپاه توانستند مانور خود را به خوبى و منطبق با وضعيت زمين منطقه عمليات طراحى كنند و از عوارض طبيعى زمين حداكثر بهره بردارى را در طراحى مانور و آتش انجام دهند.
۳- دشمن براى بازپس گيرى زمين منطقه عملياتى فاو مجبور شد نيروهاى خود را به طور گسترده به خطوط مقدم جبهه گسيل داشته و آن ها را بى محابا بكار گيرد و در نتيجه منهدم شود. برخى معتقدند اگر بخش مهمى از توان نظامى دشمن در اين عمليات منهدم نمى شد، ارتش بعثى دست به تهاجم هاى گسترده اى عليه مواضع رزمندگان اسلام در نقاط مختلف جبهه مى زد.
۴- اين عمليات قدرت تدبير فرماندهى قرارگاه خاتم الانبياء را براى كنترل نيروى هوايى، پدافند هوايى و هوانيروز نشان داد و موجب اعتماد به نفس بيشترى شد و مشخص ساخت چنانچه از توان دو سازمان سپاه و ارتش متناسب با طبيعت آنها، استفاده شود، نتايج بهترى حاصل خواهد شد.
۵- اين عمليات در منطقه اى انجام گرفت كه صدام به بهانه تسلط كامل براروند رود، جنگ با ايران را شروع كرده بود. او قرار داد ۱۹۷۵ را در آغاز جنگ تحميلى پاره كرده بود و اين عمليات عملاً قرار داد ۱۹۷۵ الجزاير را به سود جمهورى اسلامى ايران تثبيت كرد.
۶- عمليات والفجر ۸ مبنايى براى تدوين استراتژى باز دارندگى جمهورى اسلامى ايران شد.
استراتژى بازدارندگى همواره بر اين اصل استوار است كه كشورهاى همسايه را از حمله نظامى به خاك كشور باز دارد و در صورت حمله، صحنه نبرد را به داخل خاك دشمن منتقل سازد. ارزش اين عمليات به آن بود كه به دشمن نشان داد، سياست بازدارندگى از طريق حمله گسترده توانسته است جنگ را به طور جدى به داخل خاك دشمن منتقل سازد و لبه تيز آن را به سوى ارتش متجاوز برگرداند.

تحليل عمليات والفجر ۸
عمليات والفجر ۸ به دليل نوع طراحى، اهميت زمين منطقه عمليات، سرعت عمل در اجراى طرح عمليات، انتخاب تاكتيك هاى مناسب و مخصوص به خود براى پيروزى بر دشمن، غافلگير كردن دشمن و همچنين توان پايدارى و مقاومت طولانى در برابر پاتك هاى دشمن به مدت ۷۵ روز، يكى از جذّاب ترين و مهم ترين نبردها در دوران هشت ساله حماسه دفاع مقدس است.
اجتناب از جنگ در زمين به شدت مسلح شده با كمك ميادين مين و سيم هاى خاردار و موانع متعدد، پس از دو عمليات والفجر مقدماتى و والفجر۱ و در پى آن ابتكار انجام عمليات در منطقه هورالهويزه در شرق رودخانه دجله در دو عمليات بزرگ خيبر در سال ۱۳۶۲ و بدر در سال ،۱۳۶۳موجب انفعال ارتش متجاوز رژيم عراق و ايجاد نگرانى در ميان حاميان منطقه اى و بين المللى او شد. زيرا تداوم عمليات تا اندازه اى مانع فرسايشى شدن جنگ مى شد و علائمى دال بر ناتوانى ارتش صدام را آشكار مى ساخت. از طرفى جمهورى اسلامى ايران كه ابتكار عمل نظامى را همچنان در دست داشت، زمينه عمليات بعدى را با استفاده از تجربه عمليات در منطقه هور فراهم كرد.
در اين ميان عاملى كه موجب شد طراحان نظامى در انتخاب منطقه بعدى براى عمليات دقت بيشترى به عمل آورند، اين بود كه هيچ يك از نبرد هاى انجام شده در مقطعِ پس از فتح خرمشهر داراى نتايجى نبود كه قادر باشد برترى تعيين كننده اى را نصيب ايران كند. از اين رو، لازم بود حركت جديدى در صحنه جنگ انجام شود كه با آنچه از روز اول جنگ تا آن زمان به وقوع پيوسته بود، متفاوت باشد و فرماندهان نظامى ارتش بعثى عراق نيز از پيش بينى آن ناتوان باشند تا با تكيه بر غافلگيرى بتوان، به نتايج مورد نظر دست يافت. اين حركت جديد و تعيين كننده، عبور از رودخانه عريضى همچون اروند رود و تسخير منطقه مهم شبه جزيره فاو بود. عمليات والفجر ۸ يكبار ديگر توازن قوا را به نفع جمهورى اسلامى ايران ايجاد كرد. البته اين برترى نظامى نه بر اثر افزايش تجهيزات و توان رزمى تسليحاتى، بلكه بر اساس ابتكار عمل و نوع طرح ريزى عمليات و به كارگيرى مفيد توان رزمى موجود، عليه دشمن به وجود آمد. در تمام دوران جنگ، ارتش عراق از نظر توان رزمى و ميزان تجهيزات و تسليحات و تنوع آنها، بر قواى جمهورى اسلامى ايران برترى داشته است. بخصوص اين برترى نظامى، در برترى مطلق هوايى، برترى زرهى، برترى آتش توپخانه و برترى تعداد يگان هاى مانورى و حتى برترى تعداد سربازان موجود در جبهه هاى جنگ، بوده است. از طرفى به كارگيرى سلاح هاى كشتار جمعى و سلاح هاى شيميايى از سوى ارتش بعثى، هميشه از مشكلات اصلى در طراحى عمليات عليه دشمن بوده است. آنچه عمليات والفجر ۸ را برجسته و نمايان مى سازد اين است كه در طرح ريزى اين عمليات به نوعى تلاش شد برترى هاى ارتش صدام، در موضوع هاى فوق، ناكارآمد شود و رزمندگان اسلام، زمين و منطقه اى را براى جنگيدن انتخاب كنند كه دشمن نتواند از همه ظرفيت خود در جنگ عليه رزمندگان اسلام استفاده كند و برعكس همه ظرفيت و توان رزمى جمهورى اسلامى ايران، در آن منطقه به كار آيد. در نهايت اين عمليات، مقدمه اى شد براى وادار كردن شوراى امنيت سازمان ملل براى توجه به خواسته هاى جمهورى اسلامى ايران در نوشتن قطعنامه ۵۹۸ و اطمينان از اين كه قدرت هاى بزرگ حامى صدام، فقط با راه حلى سياسى مى توانند جلوى پيشروى نظامى جمهورى اسلامى ايران را براى رسيدن به خواسته هاى خود، بگيرند.

نتيجه گيرى
در مجموع، عمليات والفجر ۸ يكى از پيچيده ترين طرح هاى نظامى جمهورى اسلامى ايران است كه با موفقيت كامل انجام شد و براى ارتش بعثى يك «حمله ناگهانى» و«غير منتظره» تلقى مى  شد و براى ايران يك نقطه عطف بود. اجراى طرح عمليات، از نظر تاكتيكى، انواع نبردها را با خود به همراه داشت مثل عبور از رودخانه، جنگ با موانع، عمليات در دشت، ساحل، دريا، شهر، جنگل، زمين پست و سست و ... .
در طرح پشتيبانى اين عمليات، فعاليت هاى گوناگون مهندسى مثل نصب انواع پل بر روى رودخانه هاياروند رود و بهمنشير، ساخت جاده هاى نظامى مختلف به شكل آنتنى در ميان نخلستان ها و در عقبه ها و نيز ساخت مواضع گوناگون توپخانه در زمين هاى سست و در باتلاق ها و همچنين ايجاد سايت هاى موشكى پدافند هوايى و ... صورت گرفته است. البته در هفته هاى اول عمليات ايران توانست فقط از يك پل شناور كه فقط شبها آن را نصب و استفاده مى كرد بهره ببرد و نصب پل لوله اى بعثت كه در مقابل بمباران هوايى دشمن مقاوم بود حدود سه ماه به طول انجاميد. براى نصب اين پل از لوله هاى نفتى ۵۶ اينچى به طول ۸۰ كيلومتر استفاده شد. گفته مى شود اين لوله ها از يك كشتى عراقى به غنيمت گرفته شده بود و جهاد سازندگى افتخار نصب اين پل را بر عهده داشت.
بنابراين پياده كردن تجربيات و نحوه مديريت و فرماندهى اين عمليات مى تواند به توسعه مديريت كمك كند. بدين منظور عمليات والفجر ۸ مى تواند به عنوان يك «مطالعه موردى» براى مدل سازى مورد استفاده قرار گيرد.